امّا اين كه انتشار علوم از قم ، نشانهاى براى ظهور باشد ، و اين كه فاصلهء اين رويداد با ظهور چه قدر است ، روشن نيست . منافاتى ندارد كه زمانى طولانى بگذرد و آن گاه ظهور واقع شود . يعنى نمىتوان از اين خبر ، توقيت را برداشت كرد ؛ امّا كليت آن ، قابل پذيرش است .
9 - 9 . در بارهء طلوع خورشيد از مغرب
طلوع خورشيد از مغرب ، عنوان ديگرى است كه برخى آن را نشانهء ظهور قلمداد مىكنند ؛ « 1 » امّا به نظر مىرسد بيش از آن كه آن را نشانهء ظهور بدانيم ، نشانهء قيامت باشد . اين مطلب در بحث آميختگى علائم با اشراط الساعة اشاره شد . روشن است كه حركت خورشيد در نظام كهكشانى خود به گونهاى دقيق و حساب شده است كه تغيير جهت بدينگونه را نمىپذيرد و از اين رو علامت بودن طلوع خورشيد از مغرب ، نشانهء پايان دورهء زمين و نظام كيهانى است و بدين سبب نيز جزو اشراط الساعة معرفى شده است .
در بيشتر احاديثى كه در بارهء طلوع خورشيد از مغرب آمده است ، آن را به عنوان علامت پايان جهان معرّفى كرده است . برخى از متون نيز تنها به حتمى بودن طلوع خورشيد از مغرب اشاره كرده و اين علامت را در كنار ديگر علائم حتمى ، از جمله علائم حتمى ظهور امام مهدى عليه السلام ذكر كرده است . كنار هم قرار گرفتن اين علامت با علائم ظهور ، سبب شده است كه برخى از افراد گمان كنند اين علامت نيز جزو علائم ظهور است . در حالى كه در بيشتر متون تصريح شده است كه اين علامت ، آغاز قيامت است .
كسانى كه اين علامت را به عنوان علامت ظهور معرّفى كردهاند ، براى تبيين آن ناچار شدهاند كه آن را تأويل كنند و بر معناى غير ظاهرى خود حمل نمايند . قاضى
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 161 ح 1218 .