على بن ابى طالب عليه السلام در بارهء زنگيان و غير آن بود ، ذكر نمود و سپس فرمود : « و پايتخت به زوارء ( بغداد ) باز مىگردد و كارها شورايى مىشوند ، [ و ] هر كس بر چيزى چيره شود ، انجامش مىدهد . اين هنگام سفيانى ، خروج مىكند و نُه ماه در زمين بر كار ، سوار مىشود و آنها را بدگونه عذاب مىكند . واى بر مصر ! واى بر زوراء ! واى بر كوفه ! واى بر واسط ! گويى به واسط مىنگرم كه در آن ، هيچ كس نمانده است كه خبرى آورد ( همه كشته شدهاند ) و اين ، هنگام خروج سفيانى است و آذوقه كم مىشود و مردم ، دچار قحطى مىشوند و باران ، كاهش مىيابد و نه زمينى است كه گياهى بروياند و نه آسمانى كه ببارد .
سپس مهدى ، هدايتگرِ هدايتگشته خروج مىكند ؛ كسى كه پرچم را از دست عيسى بن مريم مىگيرد . آن گاه دجّال ، خروج مىكند و از ميسان ( در نواحى بصره ) شورش مىكند و به سفوان « 1 » و سَنام « 2 » [ دو جاى پرآب ] مىآيد و آن دو و نيز مردم را سِحر مىكند و چون گرسنگى و قحطى است ، آن دو آب را مانند تريد آبگوشت جلوه مىدهد ، در حالى كه چنين نيستند . اين ، [ آزمونى ] سخت است . سپس خورشيد به مدت چهل سال و تا روز قيامت ، از مغربش طلوع مىكند و خدا بهتر مىداند كه در پس آن چه مىشود » . « 3 »
1377 . الغيبة ، نعمانى - با سندش به نقل از عمرو بن سعد - : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « قيامت « 4 » برپا نمىشود ، تا آن كه چشم دنيا ، تباه و سرخى در آسمان ، پديدار شود كه حاصل اشكهاى حاملان عرش بر [ حال ] زمينيان است ، تا آن جا كه گروهى ميان آنان ظهور مىكنند كه بهرهاى از نيكى ندارند و به فرزند من فرا مىخوانند ،
هامش
( 1 ) . سفوان ، در يك ميلى بصره و از مناطق پر آب و درخت است .
( 2 ) . نام آب و كوهى در بصره است .
( 3 ) . الملاحم و الفتن : ص 266 ح 386 .
( 4 ) . متن حديث در نقل بحار الأنوار ، از همين منبع ، بدين گونه است : « قائم ، قيام نمىكند تا آن كه . . . » .