در حالى كه از او بيزارند . آنان ، گروهى پست و بىبهره از خوبى اند ؛ فرمانرواى شروران و فريب دهندهء گردنكشان و هلاك كنندهء پادشاهان اند و در دشت كوفه پديدار مىشوند و فرماندهشان مردى سيهچرده و سياهدل ، سستعقيده ، بىبهره از نيكى ، فرومايه ، تندخو ، خشن و بى اصل و نسب است كه از زير دست مادرانى تباهكار و از بدترين تبارها بيرون آمده است . خداوند ، آنان را از باران [ رحمتش ] سيراب نكند ، در سال آشكار كردن غيبت فرزندِ غايب شوندهام ، صاحب پرچم سرخ و درفش سبز ! چه روز سختى براى نااميدان ميان شهر انبار « 1 » و هيت « 2 » است ؟
آن ، روز مصيبتبار كُردها و خوارج است ؛ روز ويرانى سراى فرعونها و خانهء گردنكشان و جايگاه فرمانروايان ستمكار و امّ البلاد ( مادر شهرها ) و اخت العاد ( همتاى شهر عاد ) ، كه به خداى على سوگند - اى عمرو بن سعد - ، آن ، شهر بغداد است . « 3 » لعنت خدا بر سركشان و طاغيان بنى اميّه و بنى عبّاس ؛ خيانتكارانى كه فرزندان پاك مرا مىكشند و حقّ مرا در اين باره پاس نمىدارند و در آنچه با حريم من مىكنند ، از خدا نمىهراسند !
بى گمان ، بنى عبّاس ، روزى مانند روز طَموح « 4 » خواهند داشت كه مانند زن آبستن ، فرياد خواهند زد . واى بر پيروان فرزندان عبّاس ، از جنگى كه ميان نهاوند « 5 »
هامش
( 1 ) . انبار ، شهرى در ده فرسخى بغداد است .
( 2 ) . هيت ، از شهرهاى عراق و در كنار رود فرات است .
( 3 ) . گفتنى است كه شهر بغداد در روزگار امام على عليه السلام هنوز بنا نشده بود . از اين رو ، اين نام بردن ، گونهاىپيشگويى ايشان است ( م ) .
( 4 ) . به احتمال فراوان ، طموح ، نام كسى بوده كه ماجراى سختى براى او پيش آمده و يا پيش آورده است ؛ امّا دركتب لغت و تاريخ چنين چيزى نيافتيم و ممكن است طموح ، همان طماح باشد كه ماجرايى با امرؤ القيس داشته و در لسان العرب و تاج العروس در مادّهء « طمح » به آن اشاره شده است و در هر حال ، ناظر به سختى اين روز است .
( 5 ) . نهاوند ، از شهرهاى غربى ايران و در فاصلهء حدود صد و پنجاه كيلومترى جنوب غرب همدان است .