آنها سفّاح ، مِقلاص ، جَموح ، خَدوع ، مظفّر ، مؤنّث ، نطار ، كبش ، كَيسر ، مَهتور ، عيّار ، مُصطَلَم ، مستصعب ، غلام ، رهبانى ، خليع ، يسار ، مترف ، كديد ، اكثر ، مُسرف ، اكلب ، وشيم ، صلام و غيوق هستند . گنبد [ گردون ] ، قحطى شديد و هلاك كنندهاى پيش مىآورد و در پى آن ، قائم به حق ، همچون ماه درخشان ميان ستارههاى مرواريدسان ، از چهرهاش ميان كرانههاى زمين ، پرده برمىگيرد .
هان كه خروج او ده نشانه دارد : نخستين آنها ، طلوع ستارهء دنبالهدار است و به جارى « 1 » نزديك است و آشفتگى و آشوب در آن روى مىدهد و آن ، نشانههاى فراوانى و آسايش است و از هر نشانهاى تا نشانهء ديگر ، شگفتى است و چون نشانههاى دهگانه به انجام رسند ، هنگام آن است كه ماه درخشان ما ( قائم ) پديدار شود و كلمهء يگانهء توحيد ، به كمال رسد [ و دين و شعار ديگرى نماند ] » . « 2 »
1372 . نهج البلاغه : - در سخنرانى امير مؤمنان عليه السلام در ياد كرد پيشامدهاى ناگوار - : فرمود :
« هان ! پدر و مادرم فدايشان باد ! آنها از جملهء كسانى اند كه نامشان در آسمان ، معروف و در زمين ، ناشناخته است . هشيار و چشم به راهِ [ حوادث آينده همانند ] پشت كردن كارهايتان و گسسته شدن پيوندهايتان و روى كار آمدن كوچكترتان باشيد آن هنگام ، تحمّل ضربهء شمشير ، براى مؤمن ، آسانتر از يافتن درهمى از راه حلال است آن هنگام ، عطا شونده پاداشى بيشتر از عطا كننده دارد . آن هنگام ، نه از باده ، كه از نعمت و دوام آن ، مست مىشويد و بى آن كه ناگزير باشيد ، سوگند ياد مىكنيد و به راحتى دروغ مىگوييد ، و آن ، هنگامى است كه بلا شما را مىگزد ، همان گونه كه پالان شتر ، كوهانش را مىگزد . چه طولانى است اين رنج و چه دور است اين اميد !
هامش
( 1 ) . در كتاب ابن طاووس ، « المحاذى » و در بحار الأنوار ، « الحادى » آمده است كه شايد اسم ستارهاى باشد .
( 2 ) . كفاية الأثر : ص 213 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 267 ح 155 .