خانههاتان بخزيد و دندان بر جگر بگذاريد و خداوند را فراوان ياد كنيد ، كه يادكرد او ، بزرگتر است ، اگر مىدانستيد » .
سپس فرمود : « و شهرى به نام زوراء ميان دجله و دجيل ( دجلهء كوچك ) و فرات ساخته مىشود كه كاش آن را مىديديد ! با گچ و آجر ، استوار شده و با طلا ، نقره ، لاجوردِ آب خورده ، سنگ مرمر ، درهايى از عاج فيل و چوب آبنوس ، خيمهها ، گنبدها و پردهها ، آراسته شدهاند و آن را با درختان ساج ، عرعر ، صنوبر و شبّ « 1 » برافراشتهاند و در آن ، برج و باروهايى فراز آوردهاند و فرمانروايى بنى شيبصان « 2 » با بيست و چهار پادشاه به تعداد سالهاى فرمانروا « 3 » پشت سر هم ادامه مىيابد و در
هامش
( 1 ) . در نسخههاى ديگر ، « المشبث » و « الشبب » آمده كه به احتمال فراوان ، هر سه به يك معنا يعنى زاج سفيد بازگردند كه در قديم از آن به همراه ساج و ديگر چيزها ، ديوارهايى برافراشته و محكم مىساختهاند ( م ) .
( 2 ) . علّامه مجلسى ، « شيصبان » آورده و آن را به معناى شيطان ، و مقصود از بنى شيصبان را خلفاى بنى عبّاس - كه شريك شيطان هستند - ، دانسته است . اشكال اين تفسير ، عدم تطابق عدد خلفاى بنى عبّاس - كه سى و هفت نفر بودهاند - با آنچه در اين نقل آمده - ، يعنى عدد 24 - است . علّامه مجلسى در پاسخ اين اشكال ، 24 نفر ياد شده در حديث را خلفايى دانسته كه سلطنتشان دوام داشته و خيلى كوتاه نبوده است .
گفتنى است كه برخى از مترجمان ، با توجّه به معناى لفظى نامهاى ياد شده در متن و قرينههاى تاريخى ، بسيارى از آنها را بر خلفاى عبّاسى تطبيق كردهاند . براى نمونه ، مقصود از « مقلاصى » را منصور عبّاسى و « جموح ( به معناى چموش ) » را مهدى عبّاسى ، « خدوع » را هادى ، « مظفّر » را هارون ، « وثيم » را المطيع باللَّه ، و « ظلام » را القاهر باللَّه دانستهاند ( ر . ك : ترجمهء رسولى محلّاتى از الإنصاف فى النصّ على الأ ئمّة الإثنا عشر : ص 339 ) .
( 3 ) . همان گونه كه در پانوشت متن عربى آمده ، عبارت ، مجمل است و احتمال دارد « مُلك » به معناى سالهاى فرمانروايى باشد ، هر چند كه آن نيز معنايى ندارد .