است و به انجام گرفتن كارى ، اميد دارد . « 1 »
حالت انتظار فرج در معناى عامّ خود ، اميد به آيندهء بهتر و گشايش و رهايى از سختى است . نارضايتى از وضع موجود و اميد به آيندهء روشنتر ، درونمايهء اصلى « انتظار فرج » است . پايدارى شخص منتظر در وضعيت موجود و صبر بر سختىها نيز لازمهء اميد به فردايى بهتر است .
گاه از حالت انتظار فرج ، با عنوان « توقّع فرج » ياد شده است كه همان درونمايه و لوازم انتظار را در خود دارد . « 2 »
دو . حالت اميد به آينده و چشم به راه آيندهاى بهتر بودن ، از آموزههاى اصيل قرآنى و حديثى است . آيهاى همچون
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
به اين معنا اشاره دارد و صبر و پايدارى در وضعيت موجود را براى رسيدن به آيندهاى بهتر ، توصيه مىكند .
از منظر آموزههاى دينى ، حالت انتظار فرج و گذر از وضعيت نابهسامان و اميد به آيندهء بهتر ، هميشه و براى همهء افراد ، مطلوب و شايسته است .
همان گونه كه در بخش پيشين اشاره شد ، اميد به گشايش فردى و عمومى با ظهور ولىّ عصر عليه السلام ، بالاترين و والاترين حالت انتظار و مصداق تامّ احاديثِ توصيه به انتظار است .
سه . احاديثى كه در فضيلت انتظار و منتظران وارد شدهاند ، جايگاهى بسيار و الا
هامش
( 1 ) . ر . ك : لغتنامهء دهخدا : ج 2 ص 2962 ، فرهنگ سخن .
( 2 ) . اين احتمال نيز قابل توجه است كه : انتظار از باب افتعال است و يكى از كاربردهاى اين باب « تلاش براى تحصيل شىء » است مثلًا اكتساب مترادف كسب نيست بلكه كسى است كه با كوشش و زحمت حاصل گردد . از اين نظر انتظار نيز در معناى لغوى خود « چشم داشت همراه با تلاش » است نه صرفاً چشم داشت بدون مسئوليت و تلاش توقع نيز از باب تفعّل است و سپس از معانى اين باب نيز « تلاش براى تحصيل شىء » است و توقع فرج نيز به معناى تلاش براى وقوع و تحقق گشايش است . با اين توضيح ، روايت « ليعدّنّ احدكم لخروج القائم و لو سهماً » [ ارجاع شود به روايت ] نيز به انتظار مسئولانه اشارت دارد .