بخشيده بود . « 1 »
در زمانى كه حسين بن روح ، بنا بر عللى ، مخفيانه زندگى مىكرد ، شلمغانى به جانشينى از او ، وظايف مقام وكالت را پيگيرى مىنمود . « 2 » به احتمال فراوان ، شلمغانى از جهت روانى و شخصيتى ، ظرفيت تحمّل موقعيت پديد آمده را نداشت .
در نتيجه ، دچار غرور و خود بزرگبينى شد .
گفتنى است ابو على بن همام ، نمايندگى شلمغانى از جانب حسين بن روح را مردود شمرده و گفته است :
شلمغانى هيچگاه نماينده ويژه و رابط حسين بن روح با مردم نبوده است و حسين بن روح هيچگاه او را بدين مقام نگمارده است و هر كس اين سخن را ادعا كند به خطا رفته است . « 3 »
توجّه به گزارشهاى متفاوتى كه در كتاب الغيبة بدانها اشاره شده است و برخى از آنها را در متن آورديم و برخى ديگر در ادامه مىآيد ، روشن مىسازد كه نزديكى و همراهى شلمغانى با حسين بن روح و حتّى پاسخگويى از جانب وى ، براى مردم اين تصوّر را پديد آورده بود كه او باب و طريق حسين بن روح است ، حتّى اگر اين منصب به گونهء رسمى به وى اعطا نشده باشد . از جهت ديگر ، اين مقام و موقعيّت ، براى شخص جاهطلبى همچون شلمغانى ، اين گمان را پديد آورد كه مىتواند به طور مستقل بدين كار بپردازد و از زير سايهء حسين بن روح ، خارج شده و خود را وكيل امام مهدى عليه السلام بخواند . رذائل اخلاقى موجود در لايههاى شخصيّتى وى ، در اين دوران بروز نمود و موجب انحراف و سقوط پلّه به پلّهء او گشت .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 403 .
( 2 ) . الغيبة ، طوسى : ص 302 ش 257 .
( 3 ) . الغيبة ، طوسى : ص 381 ح 408 .