نخستين نشانههاى انحراف او با قول به حلول ، آغاز شد . ابن همام مىگويد :
اولين سخن منكرى كه از شلمغانى شنيدم سخنى همانند سخن افراد قائل به حلول بود . او مىگفت : حق و حقيقت ، واحد است و نمودهاى او متفاوت است گاه در لباس سفيد ، گاه در لباس قرمز و گاه در لباس نيلى متبلور مىشود . « 1 »
اين سخن به گونهاى آمادهسازى فضا براى اعلام نيابت و وكالت توسّط شلمغانى است .
امّ كلثوم ، دختر محمّد بن عثمان ، نايب دوم امام مهدى عليه السلام نيز حكايتى را از طرفداران شلمغانى نقل مىكند كه آنان ، قائل به حلول روح پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام در جسم نايب دوم و سوم و حلول روح حضرت زهرا عليها السلام در امّ كلثوم ياد شده هستند . « 2 » اين سخنان ، بسيار زيركانه ، مخفيانه و براى افراد خاصّى بيان شده است .
ظاهراً در اين دوران ، او هنوز خود را زير بيرق حسين بن روح ، مخفى كرده بود و عليه او سخن نمىگفت .
شلمغانى ، پس از مدّتى ادّعاى خويش را مطرح نمود و خود را شريك در نيابت شمرد . او حسين بن روح را مسئول امور مالى و خود را نمايندهء امام عليه السلام در مسائل علمى معرّفى كرد . او رسماً در كتاب خويش به اين موضوع ، اشاره كرده است . « 3 »
او همچنين گفته است :
ما و حسين بن روح ، آگاهانه به اين امر ورود پيدا كرديم . « 4 »
بررسى سير انحراف و گفتههاى شلمغانى ، نشانگر آن است كه او مرحله به مرحله ، ادّعاى خويش را بالاتر برده و به موضعگيرى در مقابل حسين بن روح و حتّى امام عليه السلام مىپردازد . حسين بن روح به او بىاعتنايى كرد . اين برخورد ، شلمغانى
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 408 ح 380 .
( 2 ) . همان : ص 403 ح 378 .
( 3 ) . همان : ص 391 .
( 4 ) . همان : ص 391 ح 361 .