را خشمگين ساخت به گونهاى كه به تخريب باور مهدويت و وكالت پرداخت . در نهايت ، او خود را نايب خاص دانست و حسين بن روح را دروغگو شمرد و از او درخواست مباهله كرد . « 1 »
ظاهراً او در پىِ عدم توفيق در يافتن جايگاهى برتر ، بر اثر حسادت ، به تخريب همه چيز پرداخته است . او حتى به گونهاى جسارتآميز و هنجارشكن ، انگيزه خود و ساير افراد سازمان وكالت را نيز دنياطلبى و استفاده از موقعيت ، عنوان كرد .
يارگيرى شلمغانى
بر خلاف ابن هلال و ابن بلال كه يارگيرى خويش را از ميان تودهء مردم آغاز كردند ، محمّد بن على شلمغانى در بين گروههاى شاخص و سرشناس ، به تبليغ خصوصى پرداخت . اولين ادّعاهاى او در بين بنى بسطام ، مطرح شد كه خاندانى سرشناس بودند . برخى از افراد اين خاندان ، از كاتبان حكومت بودند . « 2 » حسين بن فرات ، پسر ابن فرات وزير « 3 » و يكى از وزيران عبّاسى نيز از مريدان او بودند . هر دو گروه نام برده ، « 4 » از گروههاى متنفذ اجتماعى - سياسى بودند .
آن گاه كه ابن فرات از وزارت عزل شد ، شلمغانى به موصل گريخت و در نزد حمدانيان ، جايگاه يافت . « 5 »
عقايد شلمغانى
شلمغانى با ابراز عقيده به حلول و تناسخ ، برخى از سادهانگاران را فريب داد . « 6 »
هامش
( 1 ) . همان : ص 307 ح 258 .
( 2 ) . العبر فى خبر من غير : ج 1 ص 303 .
( 3 ) . تجارب الامم : ج 1 ص 123 .
( 4 ) . خاندان بنى بسطام و بنى فرات .
( 5 ) . الكامل فى التاريخ : ج 5 ص 166 .
( 6 ) . الغيبة ، طوسى : ص 403 .