مىشد شيعيان ، خواستار قتل اويند و حتّى برخى گمان كردهاند اين شيعيان بودند كه با استفاده از نفوذ و توانايى خود در اعمال نظرشان ، زمينهء اعدام او را فراهم كردند . « 1 » البته دليل تاريخى و استوارى بر اين مسئله نداريم و قتل او به دست حكومت وقت ، صورت گرفت .
پس از اين دوران ، برخورد بزرگان شيعه با پيروان حلّاج ، ادامه يافت . شيخ مفيد در المسائل الصاغانية ، از او با تعبير : « حلاج و عزاقرى و افراد همانند آنها از گمراهانى كه به فسق شهره و از ايمان خارج هستند » « 2 » ياد كرده است ، چنان كه براى مبارزه با پيروان او كتاب الرد على أصحاب الحلّاج را نوشت « 3 » و پيروان حلّاج را حتّى از مجوس و نصارا از شريعت ، دور تر دانست . « 4 »
شيخ طوسى نيز در كتاب الاقتصاد ، او را از شعبدهبازان ، دانسته است ، « 5 » چنان كه با آوردن نام وى در باب « ذكر المذمومين الذين إدّعوا البابية - لعنهم اللَّه - ؛ « 6 » ياد كرد نكوهش شدگانى كه ادعاى باب بودن داشتهاند - خدا آنها را لعنت كند - » را نشان داد كه حلّاج و تمام مدّعيان ديگر ، نزد شيعيان سدههاى بعد نيز ، مورد مذمّت و لعن هستند . پس از شيخ طوسى ، ديگران نيز همانند وى ، حلّاج و افراد همفكر او را مذمّت كردهاند « 7 » و حتّى راوندى « 8 » و على بن يونس
هامش
( 1 ) . العبر فى خبر من غبر : ج 2 ص 1 . 2 . المسائل الصاغانية : ص 58 .
( 2 )
( 3 ) . رجال النجاشى : ج 1 ص 401 ش 1067 .
( 4 ) . ر . ك : تصحيح الإمامية ، مفيد : ص 134 « حلاجيه گروهى قائل به اباحه و حلول هستند . . . آتش پرستان و مسيحيان از اين گروه به آيين عبادى نزديكتر هستند و اين افراد از شريعت ، و اعمال عبادى دور تر از آنها هستند » .
( 5 ) . الاقتصاد : ص 178 : زردشت و مانى و حلاج و غير آنها از كسانى كه با شعبدهبازى مردم را گمراه كردهاند .
( 6 ) . الغيبة ، طوسى : ص 397 .
( 7 ) . شيخ طَبرِسى در الاحتجاج ( ج 2 ص 553 ) و علّامه حلّى در خلاصة الأقوال ( ج 1 ص 274 ) ، همچنين احمد بنفهد حلّى ، ابن جنيد اسكافى و سيّد مرتضى علم الهدى ، او را ردّ و طرد كردهاند . همچنين ، ر . ك : نقد الرجال : ج 2 ص 120 ش 139 / 1535 ، جامع الرواة : ج 1 ص 256 ، طرائف المقال : ج 1 ص 437 ش 3676 ، معجم رجال الحديث : ج 7 ص 103 ش 3672 ، تهذيب المقال : ج 2 ص 202 .
( 8 ) . الخرائج والجرائح : ج 3 ص 1035 .