در پيشبرد ادعاى خود داشته باشند و بى آن كه به تغيير و تحوّل بنيادى در خود و ادّعايشان نيازمند باشند ، مىتوانند با عوامفريبى ، ادّعاى نيابت كنند و از فوايد دنيوى و زودگذر اين ارتباطِ ادّعايى بهره ببرند . و از اين رو ، سودجويان از امر مقدّس نيابت ووكالت فزونترند . در اين جا برخى از چهرههاى شاخص اين ارتباط دروغين را معرفى مىكنيم و گوشهاى از شرح حال آنها را بيان مىنماييم .
شريعى
شريعى ، از اصحاب امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام « 1 » و اوّلين فردى است كه به دروغ ادّعاى نيابت و وكالت امام مهدى عليه السلام را مطرح كرده است . اطّلاعات قابل توجّهى در بارهء شريعى ، پيشينهء وى ، ارتباط او با سازمان وكالت و ميزان تأثيرگذارى او بر جامعهء شيعى وجود ندارد . بنا بر اين ، شخصيت و اقدامات او براى ما مجهول است . تنها پيش قدم بودن او در اين ادّعاى ناصحيح ، موجب شهرت او گشته است .
محمّد بن همام در بارهء وى نوشته است : نخستين كسى بود كه ادّعاى جايگاهى را كرد كه خداوند ، او را در آن جا قرار نداده بود و شايستهء آن هم نبود و به خداوند و حجّتهايش ، دروغ بست و چيزهايى را به آنها نسبت داد كه شايستهء ايشان نبود و ايشان از آن بيزار بودند . از اين رو ، شيعيان ، او را لعنت كردند و از او بيزارى جستند و توقيع امام عليه السلام در نفرين و بيزارى از او بيرون آمد .
هارون گفت : سپس كفر و كژروىِ او آشكار شد .
همهء اين بدعتگذاران ، در درجهء نخست ، به امام دروغ مىبستند كه وكيل اماماند ، و افراد ضعيف را با اين ادّعا به ولايت و دوستى خود فرا مىخواندند . بعد كارشان به عقيدهء حلّاجيه كشيد ، همان گونه كه در بارهء ابو جعفر شلمغانى و همسانانش - كه لعنتهاى پياپى خدا بر آنها باد - رايج و مشهور است . « 2 »
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 398 .
( 2 ) . همان جا .