زمانى كه گرم است ، با زمان سرد شدن وى ، فرق گذاشته است . فرض مسئله نيز در بارهء امام جماعتى شده كه ميان نماز ، فوت مىكند . در حديث اوّل ، آمده كه او را عقب مىبرند و يكى از نمازگزاران ، جلو مىايستد و نماز جماعت را كامل مىكند و هر كس مُردهء ياد شده را مس كرده ، غسل مىكند . اين ، در حالى است كه مسّ دستِ چنين امام جماعتى در اين فاصلهء كوتاه ، در زمان گرمى بدن او بوده و شايد دست فرد يا افرادى كه او را عقب بردهاند ، به بدن او نخورده باشد و لباس او را گرفته باشند .
امام عليه السلام در بارهء حديث اوّل ، تصريح كرده كه كسى كه مُرده را برده ، تنها دست خود را مىشويد و غسل ندارد . در بارهء حديث دوم نيز بر همين نكته تأكيد كرده كه اگر در زمان گرم بودن مرده ، آن را مس كرده ، تنها دست خود را بشويد .
اين ، تفصيل حكمى است كه در احاديث متعدّدى آمده است و شيخ حرّ عاملى هم در بابى كه به وجوب غسل به دليل مسّ مُردهء آدمى اختصاص داده ، آورده است .
وى بابى را ويژهء احاديثى ساخته كه دلالت مىكنند كسى كه مُرده را پيش از سرد شدن يا پس از غسل ، مس كند ، غسل مسّ ميّت ندارد و اين توقيع را در آن آورده است . « 1 » از اين رو ، اين توقيع در هر دو پاسخ ، در سياق و مطابق احاديث متعدّد ديگر است و به اين جهت ، بارها مستند فقها قرار گرفته است . « 2 » فقها در برابر برخى كه غسل مسّ ميّت را مستحب شمردهاند ، براى اثبات وجوب آن ، از جمله به همين توقيع ، استناد كردهاند « 3 » و بارها گواه اصل نجاست مُردهء آدمى نيز شمرده شده است ، « 4 » چنان كه آية اللَّه سيّد احمد خوانسارى در استدلال بر جواز جاىگزين كردن
هامش
( 1 ) . ر . ك : وسائل الشيعة : ج 3 ص 289 - 294 و 295 - 296 .
( 2 ) . از جمله ، ر . ك : كشف اللّثام : ج 2 ص 428 ، الحدائق الناضرة : ج 3 ص 330 ، كتاب الطهارة ، خمينى : ج 3 ص 122 - 123 .
( 3 ) . از جمله ، ر . ك : مستند الشيعة : ج 3 ص 31 ، مستمسك العروة الوثقى : ج 3 ص 466 ، مصباح الهدى : ج 5 ص 284 .
( 4 ) . از جمله ، ر . ك : جواهر الكلام : ج 5 ص 305 ، كتاب الطهارة ، شيخ انصارى : ج 5 ص 42 ، مصباح الفقيه : ج 7 ص 110 .