شيخ طوسى ، آن را با سند معتبر و صحيح ، روايت كرده و ظاهراً منبع طَبرِسى نيز نقل شيخ طوسى بوده است .
از جملهء فقهايى كه بر اين ديدگاه بودهاند ، مىتوان به آية اللَّه سيّد عبد الحسين لارى ، آية اللَّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى ، آية اللَّه بروجردى و آية اللَّه اراكى اشاره كرد . « 1 » برخى از اين فقها ، بر اعتبار سندى اين توقيع ، تأكيد كردهاند ؛ امّا بهترين بيان و دفاع از اعتبار سندى و محتوايى اين توقيع شريف را آية اللَّه خويى داشته است .
ايشان ، ضمن اشاره به اشكال سندى و متنى برخى فقها ، بر صحّت سند شيخ طوسى به حِميَرى به واسطهء محمّد بن احمد بن داوود قمّى - كه از بزرگانِ اصحاب است و شيخ از طريق اساتيد خود ، مانند ابن غضائرى و ابن عبدون از وى روايت مىكند - ، تأكيد مىورزد و اعتبار آن را مورد توجّه شيخ حرّ عاملى نيز مىداند . « 2 »
وى در بيان معناى حديثِ كه در نگاه گروهى از فقها ، روشن و صاف نيست ، اذعان مىكند كه قيد
« ما لم يستو جالساً »
، مربوط به
« لا شَىءَ عليه فى رَفعِ رأسه »
است كه مقدّم آمده است ؛ يعنى امام عليه السلام سر برداشتن از محلّ سجده را ، در صورتى كه كم باشد و به حدّ نشستن نرسد ، مُجاز دانسته است . « 3 » از اين رو پاسخ امام عليه السلام نيز مطابق پرسش است ؛ امرى كه گمان به عدم آن ، موجب شده برخى فقها آن را شاهدى بر
هامش
( 1 ) . ر . ك : التعليقة على رياض المسائل : ص 423 ، كتاب الصلاة ، حائرى : ص 256 ، نهاية التقرير : ج 2 ص 272 ، كتاب الصلاة ، اراكى : ج 2 ص 266 .
( 2 ) . نكتهء قابل توجّه ، اين است كه آية اللَّه خويى نيز مجموعهء اين توقيع را كه شيخ طوسى با تعبير « و فى كتابٍ آخر » آورده ، همان گونه كه ظاهر سخن و چينش شيخ نشان مىدهد ( ر . ك : الغيبة : ص 373 و 378 ) ، مربوط به سند توقيعِ قبل از شيخ دانسته و آن را معتبر شمرده است . طَبرِسى نيز در الاحتجاج آن را مربوط به حِميَرى دانسته و معلوم مىشود از شيخ طوسى گرفته يا همنظر با وى است . اين ، نكتهاى مهم در توجّه به اعتبار اين توقيع است كه ممكن است گمان رود شيخ به صورت مُرسل نقل كرده است ، در حالى كه چنين نيست . ضمناً نجاشى با اشاره به مكاتبات حِميَرى با صاحب الأمر عليه السلام و پرسشهاى شرعى وى از ايشان ، مىافزايد كه احمد بن حسين به او ( نجاشى ) گفته است كه اصل اين پرسشها به همراه پاسخها كه ميان سطرها نوشته شده بود ، به دست او رسيده است ( رجال النجاشى : ص 355 ) .
( 3 ) . نگارنده پيش از ملاحظهء نظر آية اللَّه خويى نيز برداشتى جز اين معنا از توقيعِ شريف نداشت .