عرف آن روزگار بوده است كه پيش از آميزش و عروسى ، مهريّه پرداخت مىشده است و طبعاً ادّعاى بعدى زن بر اين كه مهريّه يا بخشى از آن را دريافت نكرده ، نيازمند مدرك و اثبات بوده است و از اين رو ، مرد ، اگر پيش از آميزش و عروسى مهريه را نمىداد ، زن نوعاً از وى مدركى مىگرفت كه معادل مهريّه ، بدهى بر عهدهء مرد است و پاسخ امام عليه السلام در اين توقيع ، بر همين پايه است كه اگر نوشته و مدركى در ميان است كه نام « دَين » در آن برده شده ، مرد ، هم در دنيا و هم در آخرت ، بدهكار است و اگر نوشتهاى هست كه تنها از « مهر » نام برده شده و نه دَين مرد ، پس از آميزش ، طبق ظاهر قضيّه و عرف ، پرداخت مهر از نظر حقوقى ، ساقط است ، هر چند در واقع ، بر ذمّهء مرد است كه وقتى زن ، مدركى براى اثبات آن در دنيا ندارد ، قهراً در آخرت ، طلبكار است و در صورتى كه اصلًا نوشتهاى در ميان نيست ، معلوم مىشود مهرِ مشخّصى قرار داده نشده بوده و ظاهر آن ، « تفويض مهر » است ، و گرنه به حسب عادت ، مهريّهء مشخّص را مىنوشتهاند ؛ يعنى فرض سوم پاسخ ، بر پايهء حكم « تفويض » است و چنان كه آية اللَّه شبيرى در شرح پاسخ امام عليه السلام بدان اذعان كرده ، مقدار پرداخته شدهء مهر پيش از آميزش ، با مهر المِثل ، مصالحه مىگردد و از اين رو ، ديگر پس از آن بر عهدهء مرد ، مهرى باقى نمىمانَد . « 1 » ايشان در جاى ديگر نيز آورده است كه پاسخ امام عليه السلام ، ناظر به حكم ظاهرى است ، نه واقعِ پرداختن يا نپرداختن مهريّه . « 2 »
36 . نماز گزاردن در لباس خز ( ح 690 / 27 )
مىدانيم نماز خواندن در لباسى كه از پوست ، پشم ، كُرك و يا موى حيواناتِ حرامگوشت درست شده باشد ، جايز نيست ؛ امّا بر پايهء احاديث ، نماز خواندن در لباسى كه تنها از پشم و كُركِ خز بافته شده ، به رغم حرامگوشت بودن اين حيوان ، به
هامش
( 1 ) . ر . ك : كتاب النكاح : ج 24 ص 7465 .
( 2 ) . ر . ك : كتاب النكاح : ج 23 ص 7179 .