تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
برخى فقها مانند وحيد بهبهانى « 1 » و شيخ الشريعهء اصفهانى قرار گرفته است . « 2 »

32 . چگونگى استخاره ( ح 690 / 23 )

اصل مشروعيت استخاره ، به هر معنايى كه باشد ، با توجّه به احاديث بسيارى كه در بارهء آن وارد شده و برخى ادلّهء ديگر ، حكمى مورد اتّفاق است و كسى از فقها را سراغ نداريم كه آن را نپذيرفته باشد . آنچه از گذشته مورد توجّه و بحث فقها بوده ، معنا و چگونگى انجام دادن آن است . احاديث موجود در اين باره ، يكسان نيستند و اعتبار سندى آنها نيز مختلف است و برخى فقها در اين باره ، به تفصيل سخن گفته‌اند و كتاب‌ها و رساله‌هاى چندى در اين باره نوشته شده است ، چنان كه ابن طاووس ، كتاب فتح الأبواب را در همين باره نگاشته است . شيخ محمّدحسن نجفى نيز به تفصيل در بارهء آن بحث كرده « 3 » و سيّد عبد الحسين لارى نيز رساله‌اى مبسوط ، نگاشته است . « 4 » از آن جا كه يكى از آداب استخاره ، نماز است ، فقها در بحث از نمازهاى نافله ، نوعاً به اجمال يا تفصيل ، به اين موضوع پرداخته‌اند ، چنان كه در منابع حديثى مانند : الكافى ، كتاب من لا يحضره الفقيه و تهذيب الأحكام ، بابى جداگانه به نماز استخاره اختصاص يافته است ؛ امّا محمّد بن ادريس حلّى به رغم پذيرش اصل استخاره و اذعان به كثرت احاديث در بارهء آن ، برخى شيوه‌هاى آن را مانند آنچه در اين توقيع شريف به آن اشاره شده ( استخاره با « رقاع » ) ، با اين عذر كه احاديث آن ضعيف و شاذّند و فقهاى برجسته‌اى مانند شيخ مفيد و شيخ طوسى ، آنها را در كتاب‌هاى فقهى خود نياورده‌اند ، مردود دانسته است « 5 » و محقّق حلّى نيز با وى
هامش
( 1 ) . الرسائل الفقهية : ص 101 . ( 2 ) . إفاضة القدير : ص 137 . ( 3 ) . ر . ك : جواهر الكلام : ج 12 ص 155 - 176 . ( 4 ) . ر . ك : « مجموعه مقالات » ، سيّد عبد الحسين لارى ، رسالة تشريع الخيرة و التكلان : ص 493 - 533 . ( 5 ) . السرائر : ج 1 ص 313 - 314 .