قابل توجّه است كه ارزيابى احاديث ، منحصر به ارزيابى سند آنها نيست ؛ بلكه مىتوان مانند پيشينيان از طريق بررسى مضمونى و يافتن قرينههاى صدق براى محتواى آنها ، به صحّت مضمونى حديث دست يافت ؛ روشى كه شيخ طوسى در كتاب عدّة الاصول بِدان توجّه كافى نشان داده و مىتوان گفت : از آن در بررسى و سنجش احاديثى كه در كتاب ديگرش الغيبة آورده ، بهره برده است .
اكنون ما نيز مىتوانيم با سنجش متن توقيعات با اصول و محكمات فقه و عقايد ، صحّت بسيارى از آنها را به دست آورده به آنها عمل كنيم ، كه خوشبختانه بسيارى از آنها با مجموعهء احاديث ، هماهنگ و مورد عمل فقها هستند . مىتوان افزود كه تعداد نه چندان اندكى از توقيعها ، به مسائل مالى و نيز دعاهاى درخواستى پرداختهاند كه انگيزهاى براى وضع ( جعل ) و دسّ در آنها نمىيابيم . « 1 »
تنها نكته باقىمانده ، مقايسه اعتبار و ارزش مكاتبه و نوشتار با بيان شفاهى معصوم است كه با توجّه به روش بسيار متداول و ريشهدار كتابت ميان همهء اقوام و نيز سيرهء مستمرّ ائمّه عليهم السلام از زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تا آخرين امام ، هيچ ترديدى نمىماند كه اگر به صدور در مكاتبه و توقيع اطمينان يافتيم ، جواز و وجوب عمل به آن ثابت مىشود . البتّه اين ، بِدان معنا نيست كه چشم خود را بر آسيبهايى ببنديم كه در متن حديث از ناحيهء نسخهبردارى و كتابت پيش مىآيند ، مانند : تصحيف ، قلب ، درج و . . . ؛ بلكه مكاتبهها و توقيعها در راه رسيدن به فقيهان و راويان طبقات و نسلهاى بعد ، از راهها و واسطههاى بشرى گذر كرده كه همزاد خطاهاى احتمالى - هر چند
هامش
( 1 ) . ممكن است به خاطر احتمال دسترس حاكمان ستمكار به متن نوشته ، احتمال تقيّه و توريه در حديث كتبى ، بيشتر باشد ؛ امّا بايد گفت : تدابير امام عليه السلام و سفيران و راويان ، زمينهء نياز به تقيّه را كاهش داده بود ، مانند استفاده از تعبيرهاى رمزى ، شبيهسازى توقيعها به فتاواى فقيهان ، كاهش دادن مكاتبهها به هنگام سختتر شدن وضعيت امنيتى و استفاده از وكيلان و پيكهاى ويژه و ناشناخته .