اواخر قرن چهارم و در عراق مىزيستهاند . گفتنى است در بارهء همان يك توقيع گزارششدهء كشّى در بارهء لعن احمد بن هلال عبرتايى ، اين ترديد وجود دارد كه توقيع از جانب امام عسكرى عليه السلام و يا از جانب امام زمان عليه السلام است ، هر چند قول به صدور آن از امام زمان ، قرينههاى بيشترى دارد . « 1 »
مهمترين منابع توقيعهاى امام عصر عليه السلام ، كمال الدين شيخ صدوق و الغيبة شيخ طوسى هستند كه بابى جداگانه را به توقيعهاى ولىّ عصر عليه السلام اختصاص دادهاند و در ابواب ديگر كتاب هم ، توقيعهايى را گزارش كردهاند . كلينى - كه خود در عصر غيبت صغرا مىزيسته و در مراكز اصلى حديث ( قم ، رى و بغداد ) حضور داشته - ، پيشتر از اين دو ، توقيعهايى را در نخستين جلد الكافى گزارش كرده است . بعدها و در كتابهاى حديثى متأخّر ، مانند : الاحتجاج ، معادن الحكمة ، بحار الأنوار و نيز كتابهايى كه در دورهء معاصر در بارهء امام زمان عليه السلام و يا مكاتبههاى ايشان و امامان عليهم السلام نوشته شدهاند ، مانند آنچه آية اللَّه احمدى ميانجى در جلد هفتم مكاتيب الأئمّة آورده است ، گزارشهاى مفصّل و دقيقى در بارهء توقيعها به چشم مىآيند كه شيخ آقا بزرگ تهرانى و آقاى مهدىپور ، بسيارى از آنها را نام بردهاند . « 2 » آقاى جبّارى نيز چند كتاب ديگر را نام برده است ، مانند : كلمة الإمام المهدى عليه السلام سيّد حسن شيرازى ، إلزام الناصب على يزدى حائرى ، توقيعات مقدّسهى جعفر وجدانى ، مجموعه سخنان و توقيعها و ادعيهء حضرت بقيّة اللَّه عليه السلام خادمى شيرازى . « 3 » همچنين سيّد محمّدجواد شبيرى ، در بارهء بعضى توقيعها و مفاد آنها ، برخى بررسىهاى ويژه را
هامش
( 1 ) . ر . ك : قاموس الرجال : ج 1 ص 671 ش 617 ، رجال الكشّى : ج 2 ص 816 ش 1020 .
( 2 ) . براى دسترس به فهرست اين كتابها ، ر . ك : الذريعة : ج 4 ص 500 ، كتابنامهء حضرت مهدى عليه السلام : ج 1 ص 237 و ج 2 ص 577 و 814 .
( 3 ) . سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمّه : ص 308 .