تحت تعقيب حكومت قرار مىگرفت . « 1 »
از اين مرحله به بعد ، شلمغانى از ادّعاى نيابت ، فراتر رفت و به ناسزاگويى و توهين پرداخت . « 2 »
شلمغانى همچنين ادّعا كرد كه توقيعات امام مهدى عليه السلام را خود نوشته و به ايشان نسبت داده است . اين ادّعا نيز در توقيعى به وسيلهء امام عليه السلام تكذيب شد .
ظاهراً در اين دوران ، شلمغانى اميدى به بازيابى موقعيت خويش به عنوان وكيل امام عصر عليه السلام در ميان شيعيان نداشته و از اين رو ، در بىاعتمادسازى مردم نسبت به سازمان وكالت ، كوشيده است .
فرجام شلمغانى
عدم توجه شيعيان به ادّعاى وكالت شلمغانى ، « 3 » موجب شد كه او با ادّعاهاى جديد ، در پى جذب طرفدار براى خود باشد . او با برخى از وزيران خلافت عباسى ارتباط پيدا نمود « 4 » و رسماً ادّعاى تناسخ ، حلول « 5 » و اباحهء محرّمات را مطرح ساخت .
پشتيبانى وزيران و قدرتمندان نيز او را در اين كار ، جرى مىساخت . « 6 »
بركنارى ابن فرات از وزارت ، موجب فرارى شدن او و پناه بردن به دولت حَمْدانى گشت . « 7 » ظاهراً در اين سالها هر زمان كه دولتى موافق با او در بغداد و در دستگاه خلافت عبّاسى حضور داشت ، او به بغداد مىآمد و به نشر عقايد خويش
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 307 ح 258 .
( 2 ) . همان : ص 391 .
( 3 ) . همان : ص 392 .
( 4 ) . الكامل فى التاريخ : ج 5 ص 166 .
( 5 ) . همانجا .
( 6 ) . اللّباب فى تهذيب الأنساب : ج 2 ص 206 .
( 7 ) . الكامل فى التاريخ : ج 5 ص 165 .