ظاهراً اعلام حلول و تناسخ ، شيوهاى مرسوم براى يارگيرى بوده و پيشينه داشته است . « 1 »
از عقايد و سخنان او در اين زمان ، اطّلاع چندانى نداريم . شيخ طوسى ، برخى نظريات او را برشمرده كه براى ما چندان مفهوم نيست « 2 » و از آوردن بقيّهء آن ، صرف نظر كرده و گفته است :
و له حكايات قبيحة و امور فظيعة ننزّه كتابنا عن ذكرها ، ذكرها ابن نوح وغيره . « 3 »
ظاهراً مقصود شيخ طوسى از « حكايات قبيحة و امور فظيعة » ، ادّعاى حلول بوده است . ابن اثير و ذهبى ، عقايد انحرافى بسيارى به او منتسب كردهاند كه در صورت صحّت انتساب ، سخن شيخ طوسى در عدم نقل آنها صحيح مىنمايد . « 4 » برخى از موارد تبليغات گروههاى ضدّ شيعى ، برگرفته از عقايد شلمغانى و پيروان اوست و احتمالًا بسيارى ديگر نيز به او انتساب داده شده است « 5 » .
آوردهاند كه در مجلس محاكمهء او كه به صدور حكم اعدام توسّط حكومت عبّاسى منجر شد ، يكى از پيروانش او را با الفاظ « إلهى و سَيّدى و رازقى » مخاطب قرار داد ؛ ولى شلمغانى ، كه اين ادعاها را به ضرر خويش مىدانست سخن او را صحيح نشمرد . « 6 »
هامش
( 1 ) . اين نظريه را به حلّاج هم نسبت دادهاند . شايد بدين سبب شلمغانى را با عنوان « حلّاجيه » شناساندهاند .
( 2 ) . الغيبة ، طوسى : ص 406 ح 408 .
( 3 ) . الغيبة ، طوسى : ص 403 ح 378 .
( 4 ) . محتمل است كه برخى از متعصّبان سنّى براى مقابله با جريان تشيّع ، اين عقايد را به گونهاى زشت و رسوا ، نقل كردهاند و آنها را به برخى از شيعيان سابق ، منتسب كردهاند تا از اين مذهب ، انتقام بگيرند ؛ چون بسيارى از اين سخنان با وجههء علمى پيشين شلمغانى سازش ندارد .
( 5 ) . ر . ك : الكامل فى التاريخ : ج 5 ص 165 .
( 6 ) . همان : ج 5 ص 166 .