تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
ليكن ، محقّقان در مقام پاسخگويى به اين ادّعاها برآمده ، مطالبى را ذكر كرده و گفته‌اند : اوّلًا چيزى كه اخباريان را بر آن داشته تا بزرگان ياد شده را اخبارى بدانند ، اين است كه آنها در مقام فتوا دادن ، فقط به لفظ حديث نظر داشتند ، به اين معنا كه مطابق هر حديثى فتوا مىدادند و به نقل آن اكتفا مىكردند . « 1 » به تعبيرى آنها محدّث بوده‌اند ، نه اخبارى ، و اگر نام آنها را نيز اخبارى بگذاريم ، صرفاً از باب توجّه آنان به نقل احاديث معصومان عليهم السلام است ، نه از باب اين كه آنان ، منكر حجيّت عقل بوده‌اند . « 2 » ثانياً مسئلهء اجتهاد و بحث‌هاى اصولى و ضرورت آن در عصر امامان عليهم السلام و نيز در زمان غيبت صغرا ، چندان مطرح نبوده است ؛ زيرا با وجود معصومان عليهم السلام نياز چندانى به كاوش‌هاى شخصى فقها احساس نمىشده و در اعصار نزديك به عصر ائمه عليهم السلام ، اين نياز ، شدّت نداشته است . به همين جهت ، آنان به هنگام بيان احكام به ذكر اصل حديث ، اكتفا مىكرده‌اند . « 3 » ثالثاً هر چند عمل به اخبار در زمان ائمه عليهم السلام بوده است ؛ امّا نظريهء اخباريگرى ، به صورت مكتبى در مقابل اجتهاد و فقاهت كه حجيّت ظواهر قرآن و سنّت نبوى را نفى كند ، هم عقل و اجماع را حجّت نداند ، و هم اجتهاد و تقليد را حرام بداند ، قبل از محمّد امين استرآبادى وجود نداشته است . « 4 » نتيجه اين كه اخباريگرى در سدهء چهارم ، هرگز به عنوان يك جريان جدا از حركت علمى شيعه نام برده نمىشد ؛ « 5 » ولى اخباريگرى به معناى نفى عقل و تقسيم علماى فرقهء ناجيه به اخباريگرى و مجتهد ، از دههء چهارم قرن يازدهم هجرى در نجف و ساير مراكز علمى بين النهرين نفوذ كرد و به زودى ، مورد پيروى بيشتر
هامش
( 1 ) . وحيد بهبهانى ، ص 59 . ( 2 ) . ادوارِ اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى ، ص 335 . ( 3 ) . همان جا . ( 4 ) . نقدى بر اخباريگرى ، ص 13 . ( 5 ) . علّامهء مجلسى ، ص 73 ( نقل به مضمون ) .