چرا كه مهاجران با مخالفت پادشاهان سنّى آنجا روبهرو شدند . « 1 » در قرن نهم هجرى ، به تدريج ، تشيّع در كشمير و دكن ، پيشرفتهايى حاصل كرد ، « 2 » چنانكه در حدود سال 893 ق ، شمس الدين عراقى ، به عنوان سفير از خراسان به كشمير آمد و مذهب شيعه را گسترش داد و مدرسهء حافظ بصير را به مدرسهء شيعه تبديل كرد . « 3 » سلسلههاى پادشاهى بهمنى ، عمادشاهى ، بريدشاهى و عادلشاهى ، از علماى شيعه حمايت كردند ، « 4 » تا جايىكه يوسف عادلشاه با قبول مذهب تشيّع در سال 980 ق ، اوّلين حكومت شيعىمذهب را به طور قانونى در هندوستان به وجود آورد . « 5 » سلسلهء قطبْشاهى در دكن ، بعد از سلسلهء عادلشاهى به حكومت رسيد و در دربار آنان ، علماى شام ، حجاز ، بحرين ، احسا ، عراق و ايران ، حضور داشتند . « 6 » با ظهور ظهيرالدين محمّد بابر ( حكومت 933 و م 937 ق ) ، مذهب شيعه رونق گرفت و در بخشهايى از امپراتورى ، از جمله هرات ، سلطان حسين بايقَرا ، به پيروى از ايران در صدد بود تا تشيّع را مذهب رسمى آن ديار سازد » . « 7 » بابر ، در دوران سلطنت خود به اين نكته اشاره كرده و ادوارد براون ، دربارهء وى مىنويسد :
بابر ، از روى اعتقاد يا ملاحظات سياسى به حدّى نسبت به دستهء شيعيان تمايل نشان مىداد كه موجب رويگردانى اتباع سنّى خود در آسياى
هامش
( 1 ) . شهداء الفضيلة ، ص 172 .
( 2 ) . مطلع الأنوار احوال دانشمندان شيعهء پاكستان و هند ، ص 24 .
( 3 ) . همانجا .
( 4 ) . همانجا .
( 5 ) . شهداء الفضيلة ، ص 298 .
( 6 ) . مطلع الأنوار احوال دانشمندان شيعهء پاكستان و هند ، ص 24 .
( 7 ) . تشيّع در هند ، ص 143 .