مركزى گرديد . « 1 » بابر ، در وصيّتنامهاى به پسرش همايون ( حكومت به سال 937 و م 964 ق ) مىنويسد :
همواره شقاق بين شيعه و سنّى را ناديده بگير ؛ چون اين اختلاف ، اسلام را ضعيف خواهد ساخت . « 2 » از علماى شيعه ايرانى عصر بابر مىتوان به سيّد رفيع الدين شيرازى ، محدّث و متكلّم همزمان بابر اشاره كرد كه در آگْرِه ساكن بود و در سال 954 ق ، در همان جا وفات يافت . « 3 » زمانى كه كشمير به دست اكبر شاه گوركانى ( حكومت به سال 964 و م 1014 ق ) افتاد ، فصل جديدى در مهاجرت علماى شيعه آغاز گرديد و رفت و آمد علماى شيعه بيشتر شد . « 4 » از علماى سرشناس شيعه مىتوان به ابوالفتوح گيلانى ( م 997 ق ) ، حسن بن على ( شَدقَم ) مدنى ( م 999 ق ) و قاضى نوراللَّه شوشترى ( م 1019 ق ) اشاره كرد . علاوه بر اينها ، بزرگانى همانند مولانا مير على ايرانى ، علىمردان خان قندهارى ، نوّاب ابراهيم خان و نوّاب ظفر خان را نام برد كه تشيّع را در شبه قارهء هند ، رونق بخشيدند . « 5 »
رواج اخباريگرى در قرن دهم و يازدهم هجرى
در تعريف اخباريان گفتهاند كه : « مدار بر خبر نهند و اجتهاد نكنند » . « 6 » آنان به قطعىّ
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيات ايران ( از صفويه تا عصر حاضر ) ، ص 74 ؛ تشيّع در هند ، ص 143 .
( 2 ) . تاريخ ادبيات ايران ( از صفويّه تا عصر حاضر ) ، ص 144 .
( 3 ) . مهاجرت تاريخى ايرانيان به هند قرن هشتم تا هجدهم ميلادى ، ص 238 .
( 4 ) . مطلع الأنوار احوال دانشمندان شيعهء پاكستان و هند ، ص 24 .
( 5 ) . همان ، ص 25 .
( 6 ) . دبستان مذاهب ، ص 251 ؛ نيز ، ر . ك : اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1 ، ص 143 .