برخى معتقدند كه بازگشت حيات علمى به نجف در نيمهء دوم قرن دهم هجرى اتّفاق افتاد و بعد از آن كه شهر حلّه به مدّت سه قرن مركزيت علمى را بر عهده داشت ، نجف به صورت مركز علمى درآمد . برخى ديگر ، اين بازگشت را به زمان مقدّس اردبيلى ( م 993 ق ) نسبت مىدهند . « 1 » علىرغم بازگشايى مدارس شيعى در عراق ، اهمّيت اين شهرها ، علىرغم توصيفشان به مراكز علمى شيعى ، تا نيمهء قرن دوازدهم هجرى ( هجدهم ميلادى ) نمايان نشد . « 2 » دليل آن را مىتوان در انتقال مركزيّت تشيّع به مدّت دو قرن و نيم به ايران دانست ، « 3 » كه اصفهان به صورت مركز انديشههاى تشيّع درآمد .
مظاهر علمى نجف در اين دوره را به سه دسته مىتوان تقسيم كرد :
1 . استمرار رشد علمى در حوزههاى فقهى و اصولى ؛
2 . بروز نشاط فكرى عميق در قرآن و حديث در حوزهء حديث . شيخ فخرالدين طريحى ، كتاب مجمع البحرين را نگاشت و در علم رجال ، شيخ حسن بن عبّاس بن شيخ محمّد على بلاغى ( م 11 ق ) ، كتاب تنقيح المقال فى علم الرجال را نوشت ؛
3 . حركت اخبارى . « 4 » با اشغال اصفهان توسط افغانها در سال 1135 ق ، و سقوط حكومت صفويه ، علماى بسيارى ايران را به سوى عتبات مقدّس ترك نمودند ؛ ولى ظهور حركت اخبارى توسط محمّد امين استرآبادى ( م 1033 يا 1036 ق ) ، باعث از رونق افتادن حوزهء علميّهء نجف گرديد . تا اواخر قرن يازدهم هجرى ، علىرغم كشمكشهاى
هامش
( 1 ) . موسوعة العتبات المقدّسة ، ج 7 ، ص 57 .
( 2 ) . شيعة العراق ، ص 436 .
( 3 ) . همان جا ؛ صفويه در عرصهء دين ، فرهنگ و سياست ، ج 2 ، ص 814 .
( 4 ) . موسوعة العتبات المقدّسة ، ص 60 - 65 .