آندرو نيومن ، با نگارش مقالهاى با عنوان « افسانهء مهاجرت علما به ايران عصر صفوى » ، اهمّيت اين مهاجرت را مورد نقد قرار داده ، مىنويسد :
بر مناطق شيعى خارج از قلمرو صفويه ، فشارى از جانب حكومت عثمانى نبوده است تا بتواند انگيزهاى براى مهاجرت گردد . « 1 » ريو لاجوردى ابيساب نيز در مقالهاى با عنوان « علماى جبل عامل در ايران صفوى » ، نقش حاشيهاى ، مهاجرت و تغيير اجتماعى گفتههاى نيومن را مورد نقد قرار داده ، مىنويسد :
فشار عثمانى بر مراكز شيعى خارج از قلمرو صفويه و عدم امكان فقهاى عاملى در احراز مناصب تدريس و افتا و آزادى تدريس و خطرات جانى در نواحى جبل عامل ، از عوامل محرّك براى مهاجرت به ايران مىباشد . « 2 » وى در مورد وجود فشار يا آزار و اذيّت فقهاى شيعى در مناطق خارج از سيطرهء صفويان ، به شهيد اوّل و شهيد ثانى اشاره مىكند . « 3 » از دلايل ديگرى كه احتمال وجود فشار از جانب عثمانىها را افزون مىكند ، گزارش منقول از حسين بن عبدالصمد جبعى حارثى است . ايشان ، مهاجرت خود از جبل عامل به ايران را همانند مهاجرت پيامبر صلى الله عليه و آله از مكّه به مدينه مىداند و به شرايط دشوار غير قابل تحمّل در زادگاه خود ، اشاره كرده ، مىنويسد :
بنابر اين ، هجرت از سرزمينى كه در آن ستم روا دارند و نتوان شعار ايمان قوى را كه مورد قبول باشد ، اظهار كرد ، و چون دورى از زيان
هامش
( 1 ) . مجلّهء آينهء پژوهش ، ش 64 ، ص 46 : « مهاجرت علماى جبل عامل به ايران در عهد صفوى » ، به نقل از : .Newman , A . J , The Myth of The Clericalm igration to safavid Iran , op . cit , p : 67 .( 2 ) . همان ، ص 45 ، به نقل از : .Abisaab , The ulama of Jabal amil , p 105.
( 3 ) . مهاجرت علماى جبل عامل به ايران در مطالعات عصر صفوى ، ج 1 ، ص 3008 ، به نقل از : .Abisaab , p . cit , p 110.