و ضريحشان و بنا كردن ساختمان براى قبرها را نيز شرك دانست . « 1 »
علاوه بر آن ، احاديث فراوانى را كه دربارهء فضائل اهل بيت عليهم السلام وارد شده و خود ابن حنبل و شاگردان وى نيز آنها را نقل كردهاند ، نادرست خواند و همه را انكار كرد و مسئلهء تربيع و اينكه امام على عليه السلام چهارمين خليفهء اسلامى است را موهون و سست اعلام كرد . عدّهاى نيز در مصر و شام ، پيرو او گرديدند . بر اساس افكار ابن تيميه ، بسيارى از مسلمانان ، مشرك به شمار مىآمدند .
با مرگ ابن تيميه ، دعوت به سلفيگرى تقريباً به فراموشى سپرده شد ؛ ولى افكار او در لابهلاى كتابها باقى ماند ، تا اين كه در اواسط قرن دوازدهم محمّد بن عبد الوهّاب نجدى ( 1115 - 1206 ق ) به احياى انديشههاى او گرايش خاصّى پيدا كرد و مسئلهء توحيد و شرك را محور دعوت خود قرار داد . وى با جلب همكارى محمّد بن سعود ، بسيارى از قبايل عرب را پيرو خود ساخت « 2 »
و با نيرو و سرمايهء آنان به تجاوز و قتل و غارت مسلمانان پرداخت كه نمونهاى از آن فجايع ، هجوم وهّابيان به كربلا در سال 1216 ق ، و غارت اشياى نفيس و طلاهاى حرم امام حسين عليه السلام و كشتن حدود سه هزار نفر از شيعيان است . « 3 »
اين حركت ارتجاعى به نام توحيد و محو آثار شرك ، بيشتر آثار اسلامى از جمله خانهء عبد اللَّه ، پدر پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله كه مدفن او نيز بود ، مدرسهء امام صادق عليه السلام ، خانههاى بنى هاشم ، خانهء ابو ايوّب انصارى ، گنبد و بارگاه ائمهء بقيع عليهم السلام و . . . را نابود كرد .
شگفت اين كه همين مدّعيان توحيد ، آثار يهود ( مانند : قلعههاى خيبر و قلعهء
هامش
( 1 ) . همان جا . نيز ، رك : علوم حديث ، ش 21 ، ص 178 : « گزارشى از مقالهء فرقة السلفية و تطوّراتها فى التاريخ » ، قاسم جوادى .
( 2 ) . تاريخ مكّه ، ص 169 .
( 3 ) . البراهين الجليّة فى رَفع تشكيكات الوهّابية . نيز رك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 117 ، ج 2 ، ص 836 .