4 . سيوطى در الدرّ المنثور به نقل از عايشه از پيامبر خدا روايت كرده كه فرمود :
قولوا خاتم النبيين و لا تقولوا لا نبىّ بعده . « 1 »
در پاسخ بهاييان بايد گفت : با وجود برهانهاى محكم در اثبات خاتميت ، چنين جملهاى از عايشه ، با فرض صدور نيز هيچ اعتبارى ندارد و در برابر نص ، قرار دارد .
5 . امام على عليه السلام فرموده است :
أنا أمير المؤمنين ، و يعسوب المتّقين ، و آية السّابقين ، و لسان الناطقين ، و خاتم الوصيّين و . . . . « 2 »
بهاييان مىگويند : اگر بنا به گفتهء عالمان شيعه ، لفظ خاتم النبيّين ، به معناى آخرين پيامبر باشد كه پس از آن ديگر پيامبرى نيايد ، ناچار ، خاتم الوصيّين هم به معناى آخرِ اوصياست كه پس از او وصىّ ديگرى نبايد بيايد .
در پاسخ ، بايد گفت : معناى خاتم الوصيّين ، اين است كه پس از امام على عليه السلام ، وصىّ پيامبر ديگرى نخواهد بود و اين نكته منافاتى با وصايت امامان ديگر ندارد ؛ زيرا آنان نيز وصىّ پيامبر اسلاماند ، نه وصىّ پيامبر ديگر .
6 . يقوم القائم بأمرٍ جديدٍ و كتابٍ جديدٍ و قضاءٍ جديدٍ على العرب شديدٌ ليس شأنه إلّا بالسيف لايستنيب أحداً و لا تأخذه لومةُ لائمٍ . « 3 »
7 . عن عبد اللَّه بن عطا ، قال : سألت ابا جعفر الباقر عليه السلام فقلت : إذا قام القائم بأىّ سيرة يسير فى النّاس فقال عليه السلام : يهدم ما قبله كما صنع رسول اللَّه و يستأنف الإسلام جديداً . « 4 »
نويسندهء بهايى ، بر اساس توهّم خويش ، كتاب جديد را در تأييد كتاب بيان على
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور ، ج 6 ص 618 .
( 2 ) . مختصر البصائر ، ص 34 ، بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 48 ، ح 20 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 13 ، ص 195 .
( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 352 ، ح 112 .