تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
آن ( حكم ) ، به دليل ضرورى بودن انتفاء اين ( شخص حكم ) عقلا به واسطهء انتفاء موضوع اين ( شخص حكم ) و هرچند به واسطهء بعضى از قيود آن ( موضوع ) . و جارى نمىشود كلام - در اينكه همانا براى قضيّهء شرطيّه مفهوم است يا نيست براى آن ( قضيّه شرطيّه ) مفهوم - مگر در مقامى كه باشد آنجا ( آن مقام ) ثبوت سنخ حكم در جزاء و انتفاء آن ( سنخ حكم ) به هنگام انتفاء شرط ، ممكن . و حال آنكه همانا واقع شده است نزاع در اينكه همانا براى آن ( قضيّه شرطيّه ) دلالت بر انتفاء عند الانتفاء هست يا نمىباشد براى آن ( قضيّه شرطيّه ) دلالتى ؟ و از اينجا ( سنخ حكم مقصود است ) روشن شد ؛ اينكه همانا اين ( انتفاء حكم ) نيست ( انتفاء حكم ) از مفهوم و دلالت قضيّه بر انتفاء عند الانتفاء در وصايا و اوقاف و نذرها و قسم ، چنان كه توهّم شده است ( از باب مفهوم است ) . بلكه از شهيد در تمهيد القواعد است ؛ اينكه همانا نيست اشكالى در دلالت آن ( قضيّه ) بر مفهوم . و اين ( موارد يادشده از باب مفهوم نبوده ) به دليل آن است كه همانا انتفاء آنها ( وصايا ، اوقاف ، نذرها و قسم ) از غير آنچه كه اين چيز متعلّق است براى آنها ( وصايا ، اوقاف ، نذرها و قسم ) - از اشخاصى كه مىباشند ( اشخاص ) به واسطه القابشان ( اشخاص ) يا به واسطهء وصف شىء يا به واسطه شرط آن ( شخص متعلّق ) اخذ شده در عقد يا مثل عهد - نيست ( انتفاء وصايا ، اوقاف ، نذر و قسم ) به واسطهء دلالت داشتن شرط يا وصف يا لقب برآن ( مفهوم ) . بلكه به خاطر اين است كه همانا وقتى شد چيزى وقف بر فردى يا وصيّت شد ( فرد ) به آن ( شىء ) يا نذر شد ( شىء ) براى آن ( فرد ) تا غير اين ( موارد ) ، قبول نمىكند ( شىء ) اينكه بشود ( شىء ) وقف بر غير آن ( فرد ) يا وصيّت يا نذر براى آن ( غير آن فرد ) . و انتفاء شخص وقف يا نذر يا وصيّت از غير مورد متعلّق ، هرآينه دانستى همانا اين ( انتفاء ) عقلى است مطلقا و هرچند گفته شود به عدم مفهوم در موردى كه صالح است براى اين ( مفهوم ) .