نقل جوابى كه به اين دليل داده شده است مىفرمايد : ادلّه پنجگانهاى كه براى اثبات دلالت جملهء شرطيّه بر چنين ملازمهاى آورده باشد و جواب و اشكالهايى را هم كه گفته شده يا مىتوان در ردّ آن گفت قبلا دانستى . بنابراين غفلت نكن . « 1 »
32 - دليل سوّم منكرين مفهوم داشتن جملات شرطيّه چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟
( ثالثها قوله . . . او بقرينة عامّة كما عرفت ) ج : مىفرمايد : دليل ديگر منكرين آن است كه اگر جملهء شرطيّه داراى مفهوم بود بايد آيه شريفهء
« وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً »
نيز مفهوم مىداشت ، ولى بديهى و مورد اتّفاق است كه آيه شريفه داراى مفهوم نمىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى قائلين به مفهوم مىگويند ؛ دلالت التزاميّه بر انتفاء عند الانتفاء براى جملات شرطيّه وجود دارد . به اين معنا كه ذهن با تصوّر معناى ثبوت عند الثّبوت منتقل مىشود به اينكه چون شرط ، علّت تامّه براى جزاء مىباشد لازمهاش آن است كه با انتفاى علّت تامّه ، معلول و جزاء نيز منتفى شود .
مصنّف اين جواب را با عبارت « قد اجيب » نقل كرد ، زيرا لازمهاى كه ذكر شد ، وقتى است كه معناى ثبوت عند الثّبوت آن باشد كه جملات شرطيّه دلالت دارند بر عليّت تامّه انحصارى شرط براى جزاء .
در اين صورت است كه ذهن از تصوّر اين معنا ، منتقل مىشود به اينكه وقتى علّت تامّه انحصارى يك معلول منتفى شود قهرا معلول نيز منتفى مىشود . ولى آنچه كه قبلا ثابت شد ؛ صرفا دلالت جملهء شرطيّه بر ثبوت عند الثّبوت بود و نه عليّت انحصارى شرط براى جزاء . بنابراين ، جواب دادهشده مورد قبول مصنّف نبوده و بههمينجهت مىفرمايد : دلايلى را كه براى اثبات دلالت جملهء شرطيّه بر علّيّت انحصارى مىتوانست آورده شود و جوابهايى كه به آنها مىتوانست داده شود يا داده شده است را قبلا بيان كرديم و شما دانستيد .
( 2 ) - منطوق آيه اين است : « وادار نكنيد دخترانتان را به خودفروشى اگر اراده كردهاند پاكدامن باشند » حال اگر جمله شرطيّه داراى مفهوم باشد مفهوم اين آيه مىشود : « اگر دخترانتان اراده نكردند پاكدامنى را ، پس وادار كنيد آنان را به خودفروشى » و حال آنكه قطعا چنين مفهومى براى اين آيه منتفى مىباشد .