تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥

ترجمه :

فصل در مجمل و مبين است : و ظاهر ، آن است كه همانا مواد از مبيّن در موارد اطلاق آن ( مبيّن ) ، كلامى است كه براى آن ( كلام ) ظاهرى است و مىباشد ( ظاهر ) به حسب متفاهم عرف ، قالب براى خصوص معنايى ، و مجمل به خلاف آن ( مبيّن ) است . پس آنچه ( كلامى ) كه نيست براى آن ( كلام ) ظهورى ، مجمل است و اگرچه دانسته شود با قرينهء خارجيّه آنچه ( معنايى ) كه اراده شده است از آن كلام ( مجمل ) ، همچنان كه همانا آنچه ( كلامى ) كه براى آن ( كلام ) ظهور هست ، مبيّن است و اگرچه دانسته شود با قرينهء خارجيّه اينكه همانا اراده نشده است ظهور آن ( كلام مبيّن ) ، و اينكه همانا آن ( ظهور ) مأوّل ( تأويل برده شده ) است . و براى هريك از اين دو ( مجمل و مبيّن ) در آيات و روايات و اگرچه مىباشد افراد بسيارى كه ممكن نيست مخفى باشد ( افراد كثيره ) ، مگر آنكه همانا براى اين دو ( مجمل و مبيّن ) افراد مشتبهى است كه واقع شده است ( افراد مشتبه ) محلّ بحث و كلام براى بزرگان ، در اينكه همانا اين‌ها ( افراد مشتبه ) از افراد كدام يك از اين دو ( مجمل و مبيّن ) هستند ؟ همچون آيهء سرقت و مثل
« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ »
و
« أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ »
از آنچه ( مواردى ) كه اضافه شده است تحليل ( حليّت و حرمت ) به اعيان ( ذوات خارجى ) ، و مثل « لا صلاة الّا بطهور » . و مخفى نباشد بر تو اينكه همانا اثبات اجمال و بيان ممكن نيست باشد ( اثبات اجمال يا بيان ) با برهان ، براى آنچه كه دانستى از اينكه همانا ملاك اين دو ( اجمال و بيان ) آن است كه باشد براى كلام ، ظهورى ، و باشد ( ظهور ) قالب براى معنايى ، و اين ( ملاك ) از چيزهايى ( مواردى ) است كه روشن مىشود ( ملاك ) با مراجعهء به وجدان ، پس تأمّل كن . سپس مخفى نمىباشد همانا اين دو ( مجمل و مبيّن ) دو وصف اضافى هستند ، چه‌بسا مىباشد ( كلام ) مجمل نزد يكى ، به دليل شناخت نداشتنش ( يكى ) به وضع يا به دليل تصادم ( تعارض ) ظهور آن ( كلام ) به آنچه ( قرينه‌اى ) كه همراه شده است ( كلام ) با آن