تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

294 - اشكال شده بر وجه تقديم مقيّد بر مطلق براى نظر مشهور ، بيان اشكال چيست ؟

( و ربّما يشكل بانّه . . . على تأكّد الاستحباب ) ج : مىفرمايد : اشكال شده كه اگر وجه تقديم مقيّد بر مطلق ، اقوى بودن ظهور مقيّد نسبت به مطلق مىباشد ، بنابراين ، در مستحبّات نيز بايد امر مستحبّى در مطلق را حمل بر مقيّد كرد و مأمور به مستحبّى ، تنها امر مستحبّى در مقيّد باشد و حال آنكه رأى مشهور ، آن است كه اطلاق امر مستحبّى در مطلق را حفظ كرده و امر مستحبّى در مقيّد را حمل بر تاكيد در استحباب مىكنند . « 1 »

295 - جواب مصنّف به اشكال نقضى بر وجه تقديم نظر مشهور كه در باب مستحبّات مطرح شده چيست ؟

( اللّهم الّا ان . . . من التّسامح فيها ) ج : مىفرمايد : از اين اشكال نقضى دو جواب داده مىشود : 1 - به دليل وجود مراتب فضيلت در استحباب در باب مستحبّات بوده و اسباب و علّل مؤثّر در اين مراتب نيز مثل شرايط زمان ، مكان و افراد و غيره بسيار است . « 2 »
هامش
( 1 ) - مثلا امر مستحبى به نحو مطلق وارد شد « اقرءوا القرآن فانّه افضل الاعمال » قرائت قران مطلقا ، مستحبّ است . امر مستحبّى به نحو مقيّد وارد شد : « اقرءوا القرآن فى شهر رمضان فانّه افضل الاعمال » قرائت قرآن در ماه رمضان ، مستحبّ است . بنا بر وجهى كه براى حمل مطلق بر مقيّد گفته شد ؛ بايد گفت : در اينجا نيز چون ظهور امر مستحبّى در مقيّد اقوى از ظهور امر مستحبّى در مطلق مىباشد ، پس بايد مطلق را حمل بر مقيّد كرد و فتوا داد ؛ قرائت قران تنها در ماه رمضان مستحبّ است و در ساير ماهها مستحبّ نمىباشد . حال آنكه مشهور در اينجا ، اطلاق مطلق را حفظ كرده و مقيّد را حمل بر تأكيد در استحباب مىكند . يعنى فتوا مىدهند به اينكه قرائت قرآن مطلقا مستحبّ است ولى در ماه رمضان استحبابش مؤكّد است . يعنى حمل مطلق بر مقيّد نشد ، بلكه جمع به وجه ديگر شد . ( 2 ) - بنابراين ، مطلق ، حمل بر مقيّد نمىشود . ولى بايد گفت ؛ اختلاف مراتب در واجبات نيز به حسب شرايط وجود دارد . مثلا وجوب جهاد نسبت