در مطلق باشد بلكه مراد متكلّم از اوّل بر مقيّد بوده است بهخلاف حمل امر در مقيّد بر استحباب كه حمل امر در مقيّد بر استحباب ، تصرّف در معناى امر كه ظهور در وجوب داشته مىباشد . بنابراين ، تقييد به نحوى كه ذكر شده ، مستلزم تصرّف در معناى لفظ نبود « 1 » و حال آنكه حمل به نحوى كه امر در مقيّد را بر استحباب حمل كرد موجب تصرّف در معناى لفظ خواهد بود . « 2 » در نتيجه ، جمع برطبق رأى مشهور بهتر از جمع بر وجه ديگر است . « 3 »
290 - نظر مصنّف نسبت به نظريهء مطرح شده در دفاع از مشهور چيست ؟
( و انت خبير بانّ . . . لا يوجب التّجوّز فيه ) ج : مىفرمايد : جمع براساس رأى مشهور يعنى تقييد مطلق در وجه اطلاق و سريانش نيز تصرف در معناى مطلق است . زيرا قبلا دانستيم كه دستيابى به مقيّد معنايش اين نيست كه مطلق از ابتدا در مقام بيان نبوده و ظهور در اطلاق پيدا نكرده است تا ورود دليل مقيّد ، موجب تقييد و تصرّف در ظهور آن نباشد . بلكه دليل مقيّد ، كاشف از اين است كه
هامش
( 1 ) - البتّه اين استدلال مبتنى بر مبناى خود شيخ است كه بيان در مقام بيان بودن متكلّم را ، بيان جدّى و واقعى گرفتهاند . بنابراين ، اگر بعد از مطلق ، قرينهء منفصله وارد شود ، كاشف از اين است كه متكلّم از ابتدا نيز مرادش ، مقيّد بوده و نه مطلق . در اينجا نيز پس از دستيابى به دليل مقيّد ، معلوم مىشود كه مراد متكلّم از ابتدا نيز عتق رقبهء مؤمنه بوده و نه مطلق رقبه . به عبارت ديگر ، دليل مقيّد منفصل ، كاشف از اين است كه از ابتدا براى مطلق ، ظهورى در اطلاق منعقد نشده است تا حملش بر مقيّد مستلزم تصرّف در مطلق باشد .
( 2 ) - يعنى جمع بر وجه ديگر كه حمل كردن امر در مقيّد بر استحباب بوده ، مستلزم تصرّف در معناى مقيّد مىباشد . زيرا امر در مقيّد ، ظهور در وجوب دارد و حملش بر ندب ، تصرّف در معناى امر مىباشد .
« مطارح الانظار / 221 » .
( 3 ) - زيرا گفته شد ؛ جمع بنا بر رأى مشهور ، موجب تصرّف در معناى لفظ نبود ولى جمع بر وجه ديگر ، مستلزم تصرّف در معناى لفظ و ارتكاب تجوّز مىباشد .