ج : مىفرمايد : مطلق و مقيّدى كه متنافيين هستند از حيث سنخ حكم به دو صورت خواهند بود : « 1 »
الف : مختلف در اثبات و نفى باشند . يعنى حكم در يكى اثباتى و در ديگرى سلبى باشد مثل « اعتق رقبة » و « لا تعتق رقبة كافرة » . « 2 »
ب : موافق در اثبات و نفى باشند . يعنى يا هر دو اثباتى و يا هر دو سلبى باشند . « 3 »
اگر هر دو مختلفين باشند ، « 4 » شكّى و اختلافى نيست كه بايد مطلق را حمل بر مقيّد
هامش
( 1 ) - در آخرين بند در پاورقى قبلى گذشت كه اقسام مطلق و مقيّد متنافيين به چهار صورت خواهد بود . ولى از آنجا كه مصنّف در همهء اقسام آن معتقد به حمل مطلق بر مقيّد بوده و فرقى بين نوع اطلاق در مطلق نمىگذرد تنها به تقسيم اين دو از جهت مختلف يا متوافق بودن در حكم پرداخته است . امّا چهار صورت يادشده به شرح زير است :
الف : اطلاق در مطلق ، شمولى بوده و مطلق و مقيّد ، مختلفين در حكم باشند . مثل « فى الغنم زكات » كه مطلق ، شمولى بوده و حكم در آن ايجابى است و « ليس فى الغنم زكات » حكم در مقيّد سلبى است .
ب : مطلق ، بدلى بوده و مطلق و مقيّد ، مختلفين در حكم باشند . مثل « اعتق رقبة » كه مطلق ، بدلى بوده و حكم در آن نيز ايجابى است . و « لا تعتق رقبة كافرة » كه حكم در مقيّد سلبى است .
ج : مطلق ، شمولى باشد و حكم در هر دو يكى باشد . مثل « فى الغنم زكات » كه مطلق ، شمولى بوده و حكم در آن ايجابى است . و « فى الغنم السّائمة زكات » كه حكم در مقيّد نيز ايجابى است .
د : مطلق ، بدلى باشد و حكم در هر دو يكى باشد . مثل « اعتق رقبة » كه مطلق ، بدلى بوده و حكم در آن ايجابى است و « اعتق رقبة مؤمنة » كه حكم در مقيّد نيز ايجابى است .
( 2 ) - اعمّ از اينكه مطلق ، شمولى باشد يا بدلى . يعنى صورتهاى « الف و ب » كه مثال مصنّف مربوط به صورت « ب » مىباشد .
( 3 ) - اعمّ از اينكه مطلق ، شمولى باشد يا بدلى . يعنى صورتهاى « ج و د » كه مثالهايش نيز گذشت .
( 4 ) - يعنى صورتهاى « الف و ب » .