و لعلّ وجه التّقييد الخ : مقصود از « وجه التّقييد » وجه تقييد در نظر مشهور بوده و اين عبارت ، جواب اين سؤال مقدر است : « اگر جمع بين مطلق و مقيّد متنافيين بنا بر نظر مشهور خلاف ظاهر و مستلزم تصرّف در ظهور مطلق مىباشد ، پس چرا مشهور قائل به تقييد مىباشد ؟ »
و ربّما يشكل بانّه يقتضى . . . بالمقيّد فيها الخ : ضمير در « بانّه » و ضمير در « يقتضى » به وجه تقييد و ضمير در « فيها » به مستحبّات برمىگردد .
اللّهمّ . . . فى هذا الباب هو الخ : مقصود از « هذا الباب » باب مستحبّات بوده و ضمير « هو » به غالب برمىگردد .
او انّه كان الخ : ضمير در « انّه » به بناى مشهور يعنى حمل امر در مقيّد بر تأكّد استحباب برمىگردد .
و كان عدم رفع اليد . . . و حمله . . . استحبابه . . . فيها : ضمير در « حمله » و « استحبابه » به امر در مقيّد و ضمير در « فيها » به ادلّهء مستحبّات برمىگردد .
بعد فرص كونهما متنافيين : ضمير در « كونهما » به مطلق و مقيّد برمىگردد .
كما لا يتفاوتان . . . بينهما . . . و غيره من قرينة الخ : ضمير در « لا يتفاوتان » و « بينهما » به مطلق و مقيّد و ضمير در « غيره » به وحدت سبب برگشته و كلمهء « من » بيان براى « غيره » مىباشد .
حسبما يقتضيه النّظر : ضمير مفعولى در « يقتضيه » به تفاوت نداشتن استظهار تنافى از راه وحدت سبب و غيره برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
287 - رابطهء مطلق و مقيّد متنافيين « 1 » از حيث حكم چگونه بوده و با توجه به تنافى
هامش
( 1 ) - براى روشن شدن موضوع بحث ، توجّه به نكات زير ضرورى است :