تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
مستعمل فيه مىشود . اين انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق است . « 1 » 5 - انصراف نقلى ( منقول ) : يعنى لفظ از معناى خودش نقل داده شده و به معناى مستعمل فيه مختصّ شود . اين انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق است . « 2 »

283 - اشكال وارد بر اينكه انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق مىشود چيست ؟

( لا يقال كيف . . . فى المطلق اصلا ) ج : مىفرمايد : چگونه انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق مىشود و حال آنكه گذشت كه تقييد اصلا موجب تجوّز در استعمال مطلق نمىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى لفظى در اثر كثرت استعمال در معناى مجازى به درجه‌اى مىرسد كه در معناى مجازىاش به مرحلهء مجاز راجح مىرسد درحالىكه معناى حقيقىاش متروك و مهجور نشده است . مثل لفظ حيوان كه در اصل لغت براى مطلق جاندار اعمّ از انسان و ساير حيوانات وضع شده است ولى در اثر كثرت استعمالش در غير انسان ، مجاز راجح در غير انسان شده و ظهور اشتراكى در هر دو پيدا كرده و مانع از تمسّك به اطلاق بوده و سبب اجمال خطاب مىشود . ( 2 ) - يعنى استعمال لفظ در معناى مجازى به مرحله‌اى برسد كه معناى حقيقى و لغوىاش مهجور و متروك شود . مثل استعمال الفاظ عبادات در اركان و اعمال مخصوصه كه منقول به اين معانى شده‌اند . و يا مثل لفظ « دابّه » كه براى « ما يدبّ فى الارض » وضع شده ولى در اثر كثرت استعمالش در اسب ، منقول به آن شده و معناى اوّليّه‌اش مهجور شده است . البته لفظ منقول به اعتبار ناقل يا منقول شرعى است مثل الفاظ عبادات و يا منقول عرفى است مثل لفظ « دابّه » البتّه بايد گفت ؛ شكّى نيست كه انصراف ظهورى ، مانع از تمسّك به اطلاق مىشود چنان كه شكّى نيست كه انصراف بدوى ناشى از شرايط خارجى ، مانع از تمسّك به اطلاق نمىباشد ولى مهمّ در تشخيص انصراف است كه از نوع تصرّف ظهورى به چهار قسمش بوده يا منشا انصراف ، ممارست خارجى است . ( 3 ) - اشكال اين است كه انصراف ، متوقّف بر استعمال مجازى لفظ مطلق است . يعنى لفظ مطلق در اثر كثرت استعمال در معناى مجازى به حدّى برسد كه انصراف اشتراكى انصراف قدر متيقّنى و يا انصراف منقولى پيدا كند . و حال آنكه قبلا گفته شد ؛ مطلق در فرد ، استعمال نمىشود تا استعمال مجازى شود ، بلكه استعمال لفظ مطلق مثل « رقبه » در فرد يعنى مقيّد « رقبهء مؤمنه » از باب دالّ و