ج : مىفرمايد : پنج نوع انصراف وجود دارد كه چهار نوع آن مانع از تمسّك به اطلاق مىباشد .
1 - انصراف ظهورى : يعنى انصراف مطلق به فرد يا صنفى به دليل ظهور پيدا كردن در آن فرد يا صنف . اين انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق است . « 1 »
2 - انصراف قدر متيقّنى : انصراف مطلق به فرد يا صنف نه از باب ظهور پيدا كردن در آن باشد بلكه به واسطهء آنكه آن فرد يا صنف ، قدر متيقّن از اين لفظ بوده مىباشد . اين انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق است . « 2 »
3 - انصراف بدوى : انصرافى است كه موجب ظهور در فرد يا صنف يا قدر متيقّن بودن در فرد يا صنّف نمىشود بلكه انصرافى بدوى است كه با اندك تأمّلى زايل مىشود . اين انصراف ، مانع از تمسّك به اطلاق نمىشود . « 3 »
4 - انصراف اشتراكى ( اشتراك لفظى ) : يعنى لفظ ، مشترك بين معناى خودش و معناى
هامش
( 1 ) - مثل آنكه روايت مىفرمايد : « نماز با اجزاء غير مأكول اللّحم صحيح نيست » حال تمسّك به اطلاق « غير مأكول اللّحم » صحيح نيست براى اينكه گفته شود ؛ نماز با موى انسان نيز صحيح نمىباشد به دليل اينكه انسان نيز « غير مأكول اللّحم » مىباشد . چرا كه « غير مأكول اللّحم » انصراف ظهورى به صنف حيوان غير انسانى دارد .
( 2 ) - مثل مجاز مشهور كه در اثر كثرت استعمال يك لفظ مثلا « عالم » در عالم عادل به مرحلهاى مىرسد كه لفظ « عالم » در معناى « عالم عادل » مجاز مشهور مىشود . مجاز مشهور موجب ظهور لفظ در معناى مجازىاش نمىشود ولى موجب مىشود كه عالم عادل ، ظهور قدر متيقّنى لفظ « عالم » شود .
بنابراين ، نمىتوان به اطلاق « اكرم العالم » تمسّك كرد و آن را شامل عالم عادل و فاسق دانست .
( 3 ) - يعنى نه موجب ظهور و نه قدر متيقّن مىشود . مثلا وقتى مولى به عبدش هنگامى كه در شهر هستند ، مىفرمايد : « جئنى بالماء » كلمهء « ماء » انصراف به آب لولهكشى دارد و يا در صحرا و كنار چشمه انصراف به آب چشمه دارد ولى با اندك تأمّلى اين انصراف زايل مىشود و معلوم مىشود ؛ مولى مطلق آب را اراده كرده است . يعنى هر آب قابل نوشيدن هرچند عبد آن را از چشمه بياورد وقتى در شهر هستند و يا برود و از شهر بياورد وقتى در صحرا هستند . به بيان ديگر ، منشأ انصراف بدوى ، شرايط خارجى و ممارست خارجيّه مىباشد .