هامش
شده است :
الف : ملازمه عقليّه : مثل آنكه در دليل آمده است : « وجود عذرهء حيوان حرامگوشت در لباس مصلّى كه جاهل به وجود آن بوده ، مانع از صحّت نماز نمىباشد » نفى بأس در اين مورد عقلا مستلزم آن است كه وجود اجزاء حيوان حرامگوشت در نماز مصلّى جاهل به وجود آن نيز مانع براى صحّت نماز نيست . زيرا عذرهء حيوان حرامگوشت نيز از اجزاء آن نيز محسوب مىشود . بنابراين ، نفى مانعيّت در عذره عقلا ملازم با نفى مانعيّت اجزاء نيز مىباشد .
ب : ملازمهء شرعيّه : در دليل آمده است : « اذا سافرت فقصّر » نماز در مسافرت ، شكسته مىشود ، دليل يادشده بيانگر وجوب افطار و بطلان صوم در سفر مىباشد . زيرا شرعا ، بطلان صوم و وجوب افطار مترتّب بر تقصير مىباشد .
ج : ملازمهء عاديّه : مثلا گفته شود : « لا بأس بالصّلاة فى جلد الميتة » نماز با لباس از پوست ميته ، مانع صحّت آن نمىباشد . از آنجا كه عادتا و به صورت غالب آن است كه پوست ميته نجس مىباشد . وقتى نفى مانعيّت از ميته بودنش براى صحّت نماز شود ، نفى نجاست نيز از آن شده است . بنابراين ، اگر دست خيس به آن زده شود ، موجب تنجّس نمىشود . و يا گفته شود : « سؤر گربه پاك است » از آنجا كه غالبا دهان گربه با نجس ملاقات دارد ، حال كه دليل به نحو مطلق ، سؤر گربه را پاك دانسته است ، عادتا ملازم با طهارت آنچه در قبل از ملاقات دهان گربه با نجس و چه بعد از آن مىباشد . مثلا اگر موشى را شكار كرد و خورد و پس از آن ، تكه گوشتى را بخورد ، باقيماندهء آن گوشت ، پاك بوده و ملاقات دست خيس با آن ، موجب تنجّس دست نمىشود .