2 - عدم وجود قرينه بر تقييد : يعنى قرينهاى كه موجب تعيين و تقييد بوده و دلالت بر خلاف ظاهر كلام داشته وجود نداشته باشد .
3 - قدر متيقن در مقام مخاطب نباشد .
271 - آيا قدر متيقن خارجى همچون قدر متيقّن در مقام تخاطب مانع از تمسّك به اطلاق مىشود ؟
( لو كان المتيقّن . . . كما هو الفرض ) ج : مىفرمايد : اگر قدر متيقّن به لحاظ خارج و در غير مقام تخاطب باشد « 1 » مانع براى تمسّك به اطلاق نبوده و موجب اخلال به غرض متكلّم در ارادهء مطلق از كلامش
هامش
( 1 ) - قدر متيقّن بر دو قسم است :
الف : قدر متيقّن خارجى : يعنى مصداقى كه هرجا و در هر مقامى از مصاديق مطلق است . به عبارت ديگر ، هر مطلقى با قطعنظر از مقام تخاطب و گفتگو بين افراد خاصّ ، داراى مصاديق روشنى است كه مقصود از مطلق خواهد بود . مثلا وقتى گفته مىشود : « جئنى بماء » برايم آب بياور ، كلمهء آب در هر محاورهاى داراى مصداق روشنى بوده و آن عبارت از آب شيرين خواهد بود . در ميان مسلمانان وقتى گفته مىشود : « قلّد المجتهد » مصداق روشنش عبارت از مجتهد عادل است . بنابراين ، كمتر مطلقى است كه يا در بين همهء ملل و اقوام و يا بين اقوام خاصّ داراى قدر متيقّن خارجى نباشد . چنين قدر متيقّنى ، مانع از تمسك به اطلاق نبوده و به آن اعتناء نمىشود . در نتيجه ، مىتوان به اطلاق « احلّ اللّه البيع » تمسك كرد و گفت : « بيع » چه معاطاتى و چه لفظى و با هر لفظى اعمّ از عربى و غير عربى جايز است اگرچه قدر متيقّن در اسلام و بين مسلمين بيع با لفظ و با لفظ عربى ماضى مىباشد .
ب : قدر متيقّن در مقام تخاطب : يعنى مصداق كه بين متكلّم و مخاطبينش به عنوان مصداق مورد نظر متكلّم مطرح مىباشد . مثلا عبدى به لحاظ مذاق و اعتقادات مولايش مىداند كه او تنفّر شديد نسبت به كفّار و علاقهء شديد نسبت به مؤمنين دارد . حال وقتى مولى بفرمايد « اعتق رقبه » عبد با آنكه مولايش به نحوه مطلق كلامش را آورده و « رقبه » شامل كافره و مؤمنه مىشود ولى مىداند مقصود مولايش ، رقبهء مؤمنه مىباشد . بنابراين ، وجود چنين قدر متيقّن ، مانع از تمسّك به اطلاق كلام خواهد بود . به عبارت ديگر ، قدر متيقّن در مقام تخاطب چنان است كه گويا مولى از اوّل به جاى « اعتق رقبة » فرموده است : « اعتق رقبة مؤمنة » .