« به » به مقيّد برمىگردد .
تنبيه و هو انّه : يعنى « هذا تنبيه » و ضمير « هو » به « تنبيه » برگشته و ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد .
كان واردا . . . من جهة منها : ضمير در « كان » به مطلق و ضمير در « منها » به جهات عديده برمىگردد .
من اخرى : يعنى « من جهة اخرى » .
فلا بدّ فى حمله . . . من كونه : ضمير در « حمله » و « كونه » به مطلق برمىگردد .
و لا يكفى كونه بصدده الخ : ضمير در « كونه » به مطلق و در « بصدده » به بيان برمىگردد .
اذا كان بينهما الخ : ضمير در « بينهما » به دو جهت يعنى جهت مقصود به بيان و جهت غير مقصود به بيان برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
269 - به نظر مصنّف دلالت الفاظ مطلق بر اطلاق به واسطهء چيست و چرا ؟
( فصل قد ظهر . . . مقال او حكمة ) ج : مىفرمايد : در بحثهاى قبلى روشن شد كه الفاظ مطلق مثل « رجل » فقط براى طبيعت مهمله وضع شده و دلالت وضعى آنها بر ماهيّت مبهمه بوده و اطلاق ، همچون ساير عوارض ديگر اين الفاظ از موضوع له آنها خارج مىباشد . « 1 » بنابراين ، براى دلالت اين الفاظ بر اطلاق ( شياع و سريان ) نياز به قرينهء خاصّه مثل قرينه حاليه و مقاليّه يا قرينهء عامّه كه مقدّمات حكمت بوده مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - وقتى ارسال و اطلاق ، داخل در موضوع له اسماء اجناس نباشد تا به دلالت وضعى دلالت بر اطلاق داشته باشد ، بنابراين ، اطلاق كلام و اينكه متكلّم ارادهء اطلاق را داشته بايد به واسطهء قرائن اثبات كرد .
( 2 ) - قرينه بر دو قسم است : الف : قرينهء خاصّه كه مربوط به هر كلام و هر موردى خاصّ به آن كلام