تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢

270 - قرينه حكمت از چند مقدّمه تشكيل شده و توضيح آنها چيست ؟

( و هى تتوقّف على مقدّمات . . . فى مقام التّخاطب ) ج : مىفرمايد : قرينهء حكمت يا مقدّمات حكمت از سه مقدّمه تشكيل مىشود . « 1 » 1 - در مقام بيان بودن متكلّم : يعنى متكلّم در مقام بيان تمام مرادش باشد و در مقام اهمال و اجمال نباشد .
هامش
مىباشد . قرينهء خاصّه يا لفظيّه است مثل آنكه مولى بفرمايد « اعتق رقبة كانت مؤمنة او كافرة » يا « اكرم رجلا اىّ رجل كان » و يا قرينهء حاليه است . يعنى حال و روش و برنامه مولى بيانگر آن است كه مقصود مولى هيچ‌وقت از « اعتق رقبه » رقبهء كافره نمىباشد ، بلكه رقبهء مؤمنه است . ب : قرينهء عامّه : يعنى قرينه‌اى كه در هر كلامى باشد موجب ظهور آن كلام در اطلاق خواهد شد و مىتوان به واسطهء آن گفت ؛ كلام متكلّم ظهور در اطلاق دارد . اين قرينهء عامّه به مقدّمات حكمت معروف است . ( 1 ) - در مقدّمات حكمت اختلاف است : الف : گروهى همچون مصنّف آن را سه مقدّمه مىدانند البتّه اگر انصراف را كه ذكر مىكند به عنوان مقدّمهء جداگانه ندانسته و مصداق براى مقدّمهء دوّم دانست كه توضيحش در بحث انصراف خواهد آمد ب : گروهى علاوه بر سه مورد ذكر شده گفته‌اند ؛ هيچ قدر متيقّنى هرچند از خارج ( قدر متيقّن خارجى ) وجود نداشته باشد . « نهاية الافكار 2 / 567 » . ج : گروهى آن را دو امر دانسته‌اند : 1 - عدم نصب قرينه بر تعيين 2 - متكلّم در مقام بيان باشد . شيخ انصارى در « مطارح الانظار / 218 » و محقّق نائينى در « فوائد الاصول 2 / 573 - 576 » . د : گروهى ديگر همچون امام خمينى در « مناهج الاصول 2 / 325 - 327 » و آية ا . . . بروجردى در « نهاية الاصول / 343 » آن را يكى دانسته ، و آن در مقام بيان بودن متكلّم مىباشد . چنان كه در « نهاية الاصول » مىفرمايد : « فيبقى من المقدّمات الثّلاث ، المقدّمة الأولى و هى بنفسها تكفى لاثبات الاطلاق و لكن على مذاقنا دون مذاق القوم » ولى همان‌طور كه فرموده‌اند ؛ اين قول مبنى بر مذاق و نظر ايشان در خصوص نحوهء لحاظ طبيعت مىباشد . ه : گروهى ديگر علاوه بر سه مورد ذكر شده و انصراف ، مقدّمهء ديگرى كه عبارت از امكان بودن اطلاق و تقييد در كلام را نيز ذكر كرده‌اند . « اصول الفقه / 196 » .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 542 | حسن سيد اشرفى