تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
در « منه » به ماء موصوله به معناى كلمه برگشته و كلمهء « الجنس » نايب فاعل براى « اريد » بوده و كلمهء « الحصّة » عطف بر « الجنس » بوده و ضمير در « عندهم » به مشهور برگشته و جمله « لما كان الخ » كه « ماء » در « لما » نافيه و لامش ، لام تاكيد بوده ، جملهء جواب شرط براى « لو » مىباشد . الّا انّ الكلام فى صدق النّسبة : مقصود از « النّسبة » نسبت به مشهور و مقصود از « الكلام » اشكال و ترديد مىباشد . يعنى ترديد است در صادق بودن چنين نسبتى به مشهور . انّ المطلق بهذا المعنى لطروّ التّقييد غير قابل : مقصود از « بهذا المعنى » معناى مشهور بوده و كلمهء « المطلق » اسم براى « انّ » و جار و مجرور « بهذا المعنى » متعلّق به « المطلق » و كلمهء « غير » خبر و اضافه به بعدش شده و جار و مجرور « لطروّ التّقييد » متعلّق به « قابل » بوده و عبارت « انّ المطلق الخ » تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « لا يخفى » مىباشد . فانّ ما له من الخصوصيّة ينافيه و يعانده : ضمير در « له » به مطلق برگشته و كلمهء « من الخصوصيّة » بيان ماء موصوله بوده و ضمير فاعلى در « ينافيه » و « يعانده » به « ما له من الخصوصيّة » و ضمير مفعولىاشان به تقييد برمىگردد . و هذا بخلافه بالمعنيين فان كلّا منهما له قابل : مشاراليه « هذا » مطلق به معناى مشهور بوده و ضمير در « بخلافه » به اطلاق كردن مطلق برگشته و ضمير در « منهما » به « المعنيين » يعنى طبيعت و جنس يا حصّه‌اى از طبيعت برگشته و جار و مجرور « له » متعلّق به « قابل » بوده و ضميرش به تقييد برمىگردد . لعدم انثلامهما بسببه كما لا يخفى : ضمير در « انثلامهما » كه به معناى زائل شدن بوده به دو معناى مطلق يعنى « المعنيين » و ضمير در « بسببه » به تقييد و ضمير در « لا يخفى » به « عدم انثلامهما » برمىگردد . و عليه : ضمير در « عليه » به مطلق به دو معنا ياد شده برمىگردد . ارادة معنى لفظه منه و ارادة قيده الخ : ضمير در « لفظه » و « منه » و « قيده » به مطلق