جامع شده و هريك از اقسام ، مصداقى براى قدر جامع مىباشند . « 1 »
255 - خصوصيّات يادشده براى معرفه به الف و لام يعنى خصوصيّات جنس ، استغراق و عهد از چه استفاده شده و چه چيزى دلالت بر اين خصوصيّات دارد ؟
( و الظّاهر انّ الخصوصيّة . . . فيه الغير المدخول ) ج : مىفرمايد : ظاهر ، آن است كه در دلالت بر خصوصيّت در هريك از اقسام معرفهء به الف و لام چند احتمال وجود دارد : « 2 »
الف : خصوصيّت در هر قسم از جانب الف و لام از باب تعدّد دالّ و مدلول باشد . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى حال كه الف و لام براى اين معانى بوده و وضع براى آنها شده آيا به نحو اشتراك لفظى براى هركدام جداگانه وضع شده يعنى يك بار براى جنس و يك بار براى استغراق و يك بار براى عهد و در اقسام سهگانه عهد نيز به اشتراك لفظى ، يك بار براى عهد ذهنى و يك بار براى ذكرى و يك بار براى عهد خارجى وضع شده تا الف و لام داراى پنج وضع جداگانه باشد و يا وضع الف و لام براى قدر جامع مثلا تعيّن و تعريف بوده كه اين تعيّن و تعريف داراى مصاديقى از جمله تعريف جنس ، استغراق ، عهد ذهنى ، عهد ذكرى و عهد خارجى مىباشد . البتّه احتمال ديگرى نيز مىرود كه الف و لام براى جنس و استغراق به اشتراك لفظى وضع شده باشد براى عهد به اشتراك معنوى يعنى براى قدر جامع عهد وضع شده كه داراى مصاديق سهگانه است . بنابراين ، ضمير در « بينها » در عبارت « على نحو الاشتراك بينها » محتمل است به « اقسام » برگردد تا مفيد احتمال اوّل بوده و محتمل است به « اقسامه » يعنى اقسام عهد برگردد تا مفيد احتمال دوّم باشد .
( 2 ) - البتّه احتمال ديگر آن است كه مجموع مركّب از مدخول و الف و لام ، وضع براى اين خصوصيّات شده باشند . ولى قبلا نيز گذشت كه با وضع مفردات ، نيازى به وضع مركّبات نبوده و وضع در مركّبات ، وضع هيئاتى بوده كه مصنّف در اشكالات وارده بر نظرش در جمع محلّاى به الف و لام اشاره به وضع هيئتى مركّب يعنى جمع محلّاى به الف و لام خواهند داشت .
( 3 ) - مثلا در « الرّجل خير من المرأة » كلمهء « رجل » دلالت بر جنس و طبيعت رجل داشته و الف و لامش دلالت بر تعريف و اشارهء به جنس دارد . بنابراين ، دو معنا و مدلول « طبيعت رجل و اشاره به جنس » و دو دلالتكننده « لفظ رجل و الف و لام » وجود دارد . بنابراين ، مجازى در كار نيست و هر دو در معناى حقيقى استعمال شدهاند . در ساير موارد نيز اينچنين است .