بالقرائن الّتى لا بدّ منها لتعيّنها على كلّ حال : ضمير در « منها » به قرائن و در « لتعيّنها » به خصوصيّات برگشته و مقصود از « على كلّ حال » يعنى چه الف و لام براى اشاره وضع شده باشد يا براى تعريف و اشاره وضع نشده باشد .
للإشارة الى المعنى : مقصود از « المعنى » معناى جنس ، استغراق و عهد به اقسام سهگانهاش مىباشد .
و مع الدّلالة عليه بتلك الخصوصيّات : ضمير در « عليه » به معنا برگشته و مقصود از « تلك الخصوصيّات » خصوصيّاتى است كه از قرائن استفاده مىشود .
الى تلك الاشارة : مقصود ، اشارهء ذهنى و تعيّن و تشخّص ذهنى معرفهء به الف و لام مىباشد .
لو لم تكن مخلّة و قد عرفت اخلالها : ضمير در « تكن » و « اخلالها » به « تلك الاشارة » برمىگردد . و مقصود از مخلّ بودن ، مخلّ بودن براى حمل مىباشد .
و امّا دلالة الجمع الخ : اين عبارت ، جواب اين سؤال مقدّر است : « اگر الف و لام مفيد تعريف و تعيين نبوده و صرفا براى زينت مىباشد ، پس چرا گفته مىشود ؛ جمع محلّاى به الف و لام مفيد عموم است ؟ » .
مع عدم دلالة المدخول عليه : مقصود از « المدخول » مدخول الف و لام مثلا « علماء » در « العلماء » بوده و ضمير در « عليه » به عموم برمىگردد .
فلا دلالة فيها : ضمير در « فيها » به دلالت كردن جمع محلّاى به الف و لام بر عموم برمىگردد .
على انّها تكون : ضمير در « انّها » و « تكون » به دلالت كردن بر عموم يعنى دلالت كردن جمع محلّاى به الف و لام بر عموم برمىگردد .
و ذلك لتعيّن المرتبة الاخرى و هى الخ : مشاراليه « ذلك » دلالت الف و لام براى عموم وضع شده و تعيّن عموم نيز با استغراق جميع افراد بوده مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٥٠٥