ب : معرفه به الف و لام استغراق . « 1 »
ج : معرفهء به الف و لام عهد كه خودش نيز بر سه قسم است : « 2 »
1 - معرفه به الف و لام عهد ذهنى . « 3 »
2 - معرفه به الف و لام عهد ذكرى . « 4 »
3 - معرفه به الف و لام عهد خارجى . « 5 »
حال ، وضع الف و لام عهد براى اقسام سهگانه يا به نحو اشتراك لفظى وضع شده است يعنى براى هركدام به نحو جداگانه وضع شده و يا به نحو اشتراك معنوى ، وضع براى قدر
هامش
( 1 ) - مثل« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواالخ » يا« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ »كه لفظ « الانسان » و « البيع » در هر دو آيه مفرد بوده ولى الف و لام آن اشاره به استغراق جميع افراد انسان و بيع دارد . يعنى همهء افراد انسان در ضرر و زيانند و همهء افراد بيع را خداوند حلال كرده است و نه آنكه جنس انسان در ضرر باشد و يا جنس بيع را خداوند حلال كرده است .
( 2 ) - مقصود از عهد يعنى معهود و شناخته شده كه شناخته شده بودن معرفهء به الف و لام به سه قسم است . به عبارت ديگر ، الف و لام عهد بر سه قسم است .
( 3 ) - يعنى مدخول اين الف و لام ، معهود ذهنى بين متكلّم و مخاطب است ولى براى غير اين دو شناخته شده نمىباشد . مثلا دو نفر در جايى فردى را در حال دزدى ديدهاند و روز ديگر او را مىبينند و يكى از اين دو مىگويد : « جاء الفلانى » يا « جاء الرّجل » و مقصود از « الرّجل » و « الفلانى » يعنى آن فلانى و رجلى كه او را در حال دزدى ديديم .
( 4 ) - يعنى مدخول الف و لام ، ذكرش قبلا در كلام رفته است و با الف و لام ، اشاره به همان مذكور قبلى مىشود . مثلا در آيهء شريفه مىفرمايد :« أَرْسَلْنا إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولًا فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ »مقصود از « الرّسول » يعنى همين رسولى كه ذكرش در قبل گذشت كه حضرت موسى مىباشد ، نه اينكه مطلق رسول مراد باشد .
( 5 ) - مثل پسرى وارد اطاق مىشود و پدرش به او مىگويد : « اغلق الباب » در را ببند . الف و لام ، اشاره دارد كه مقصود ، همين در اطاق مىباشد . يا مولى به عبدش مىگويد : « اذهب الى السّوق و اشتر اللّحم » الف و لام در « السّوق » اشاره به بازار خارجى دارد .