تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤

248 - چرا موضوع له اسم جنس عبارت از خود معنا و ماهيّت مهمله بدون لحاظ قيد اطلاق مىباشد ؟

( و ذلك لوضوح صدقها . . . و التّقييد فيها ) ج : مىفرمايد : موضوع له اسم جنس ، عبارت از مفهوم به شرط شىء يعنى به شرط مطلق بودن نمىباشد زيرا روشن است كه مفهوم و معناى اسم جنس بر مصاديقش در خارج صادق بوده و به حمل شايع صناعى بر آنها حمل مىشود بدون مجاز بودن به اينكه آن معنا را مجرّد از آن شرط و قيدى كه در ماهيّت لحاظ شده كرد . « 1 »

249 - چرا اگر موضوع له اسم جنس عبارت از طبيعت و صرف معنا با لحاظ قيد ارسال و مطلق باشد در صدقش بر مصاديق ، نياز به ارتكاب مجاز يعنى مجرّد كردن ماهيّت از قيد ارسال و اطلاق مىباشد ؟

( مع بداهة عدم . . . بدلا او استيعابا ) ج : مىفرمايد : زيرا روشن و بديهى است كه صدق مفهوم و طبيعت به شرط عموم و ارسال قابل صدق و حمل بر يك فرد از افراد نمىباشد اگرچه شامل همهء افراد به نحو بدلى يا استيعابى مىشود . « 2 »
هامش
ج : طبيعت را با لحاظ عدم قيد و خصوصيّت در نظر گرفت . مثل طبيعت رجل به قيد فاسق نبودن و يا به شرط عموم و شمول نداشتن كه از آن تعبير به « طبيعت به شرط لا » مىشود . د : گاهى طبيعت به لحاظ قيد عدم لحاظ شىء مدّ نظر واقع مىشود . مثلا طبيعت رجل به قيد عدم لحاظ حرّ يا بنده بودن و يا وجوب صلاة بر مكلّف با لحاظ عدم قيد اعمّ از حرّ بودن ، بنده بودن ، غنى بودن و غيره . يعنى مكلّف با لحاظ عدم لحاظ هريك از اين قيود كه از آن تعبير به « لا به شرط قسمى » مىشود . مصنّف مىفرمايد : موضوع له اسماء اجناس عبارت از « ماهيّت لا به شرط مقسمى » يعنى ماهيّت مهمله بوده كه قابل صدق بر هريك از سه قسم ديگر مىشود . زيرا مقسم ، جامع و دربردارندهء اقسام مىباشد . ( 1 ) - زيرا طبيعت به قيد ارسال مثلا رجل به قيد ارسال و اطلاق شامل بر زيد نمىشود . زيرا زيد كه ارسال و اطلاق ندارد . بنابراين ، بايد اطلاق و حمل رجل يا انسان بر زيد به نحو مجاز و يا تجريد قيد ارسال باشد . و حال آنكه حمل لفظ انسان بر زيد بدون تجريد و به نحو حقيقى صحيح بوده و گفته مىشود « زيد انسان » يا « عمر رجل » . ( 2 ) - يعنى « انسان به قيد ارسال » يا « رجل به قيد ارسال » قابل انطباق و حمل بر فردى از افراد