بدون ذلك : مشاراليه « ذلك » تأويل و تصرّف مىباشد .
بدون قيده تعسّف : ضمير در « قيده » به محمول برگشته و كلمهء « تعسّف » به معناى نادرست بودن و خبر براى « انّ » مىباشد .
لا يكاد يكون بناء القضايا المتعارفة عليه : كلمهء « بناء القضايا المتعارفة » اسم براى « يكون » و جار و مجرور « عليه » خبر و ضميرش به تصرّف در محمول به نحو مذكور برمىگردد .
مع انّ وضعه لخصوص معنى : ضمير در « وضعه » به علم جنس برمىگردد .
يحتاج الى تجريده عن خصوصيّته : ضمير در « يحتاج » و « تجريده » و « خصوصيّته » به معنا برگشته و اين عبارت ، صفت براى « معنى » مىباشد .
لا يكاد يصدر الخ : ضمير در « يصدر » به وضع كردن به نحو مذكور برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
245 - نظر مصنّف در خصوص تعريف مطلق و اشكالات وارده برآن چيست ؟
( فصل عرّف المطلق . . . ممّا يناسب المقام ) ج : مىفرمايد : مطلق را تعريف كردهاند : « 1 » « ما دلّ على شايع فى جنسه » يعنى لفظى است كه دلالت مىكند بر طبيعتى كه شايع در جنس خودش مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - محقّق قمى در « قوانين الاصول 1 / 321 » اين تعريف را نسبت به اكثر اصوليّون داده است .
( 2 ) - مقصود از ماء موصوله در « ما دلّ الخ » الفاظ بوده و مقصود از « شايع فى جنسه » طبيعت به قيد وحدت بوده كه قابل صدق بر كثيرين مىباشد . بههمينجهت صاحب معالم در « معالم الدّين / 154 » در ادامهء اين تعريف آورده است : « بمعنى كونه حصّة محتملة لحصص كثيرة ممّا يندرج تحت امر مشترك » . يعنى به اين معنا كه مىباشد مطلق يك حصّهاى ( طبيعت به قيد وحدت ) بوده كه محتمل است صدق آن طبيعت واحده بر افراد زيادى از افراد كه مندرج در تحت امر مشتركى ( يك جنس و