برگشته و كلمهء « من المعنى » بيان براى ماء موصوله مىباشد .
عمّا هو قضيّة الاشتراط و التّقييد فيها : ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى معنا و ضمير در « فيها » به ماهيّت به شرط شىء برگشته و جار و مجرور « عمّا الخ » متعلّق به « التّجريد » و جار و مجرور « فيها » متعلّق به « الاشتراط » مىباشد .
و ان كان يعمّ كلّ واحد منها : ضمير در « كان » و « يعمّ » به مفهوم به شرط عموم و ضمير در « منها » به افراد برمىگردد .
بدلا او استيعابا : هر دو كلمهء ، تمييز براى نسبت در « يعمّ الخ » بوده و مقصود از « بدلا » به نحو اطلاق و مقصود از « استيعابا » به نحو عموم مىباشد .
و كذا المفهوم الخ : مشاراليه « كذا » قابل صدق بر افراد نبودن مىباشد .
فانّه كلّىّ عقلىّ : ضمير در « فانّه » به مفهوم لا به شرط قسمى برمىگردد .
لا موطن له الّا الذهن : ضمير در « له » به كلّى عقلى برگشته و اين جمله ، صفت براى كلّى عقلى مىباشد .
لا يكاد يمكن صدقه و انطباقه عليها : ضمير در « صدقه » و « انطباقه » به كلّى عقلى و در « عليها » به افراد برگشته و اين جمله ، حال مىباشد .
بداهة انّ مناطه الاتّحاد بحسب الوجود خارجا : ضمير در « مناطه » به صدق كردن برگشته و كلمهء « خارجا » تمييز براى نسبت « الاتّحاد » مىباشد .
يمكن ان يتّحد معها ما لا وجود له الّا ذهنا : ضمير در « معها » به افراد و ضمير در « له » به ماء موصوله به معناى كلّى عقلى برگشته و ماء موصوله با جملهء صلهء بعدش ، فاعل براى « ان يتّحد » بوده و « ان يتّحد الخ » تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « يمكن » كه تامّه بوده مىباشد .
و منها علم الجنس : ضمير در « منها » به الفاظ برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٤٨٨