پيامبر نازل مىشود كه ظاهرش آن است كه ارادهء جدّى به آن حكم از سوى خداوند متعال وجود دارد و حال آنكه ارادهء جدّى نسبت به آن وجود نداشته بلكه صرفا براى آزمايش و امتحان بوده است . « 1 » چنان كه به پيامبر اكرم در قالب وحى امر مىشود يا الهام مىشود كه خبر دهد به واقع شدن عذاب يا پديدهء ديگرى كه در واقع به وقوع نخواهد پيوست . « 2 » خبر دادن به عملى كه واقع نمىشود يا اظهار ثبوت حكمى كه در واقع ، ثبوت و استمرار نداشته نيز به خاطر حكمتى است كه در اين اخبار و اظهار بوده است . ولى بعدا بدا براى خداوند حاصل مىشود به اين معنا كه آشكار مىكند آن حكم يا پديدهاى را كه پيامبر يا ولى خودش را امر به عدم اظهار آن كرده بود در ابتدا و اوّل امر و روشن مىكند آنچه را كه مخفى و ناآشكار بود در آينده . « 3 »
هامش
( 1 ) - مثل امر خداوند به حضرت ابراهيم براى ذبح فرزندش اسماعيل كه ارادهء جدّى برآن نبوده و صرفا براى ابتلاء و آزمايش آن حضرت بوده است .
( 2 ) - در تواريخ اسلامى آمده است ؛ حضرت مسيح عليه السّلام دربارهء زن عروسى خبر داد كه او در همان شب زفاف مىميرد ، ولى عروس بر خلاف خبر حضرت مسيح عليه السّلام سالم ماند ! هنگامى كه از وى جريان را پرسيدند ، فرمود : آيا صدقهاى در اين راه دادهايد ؟ گفتند : آرى ، فرمود : صدقه ، بلاهاى مبرم را دفع مىكند « بحار الانوار 4 / 132 » و يا در داستان يونس عليه السّلام مىخوانيم كه نافرمانى قومش سبب شد كه مجازات الهى به سراغ آنان بيايد و اين پيامبر بزرگ هم كه آنان را قابل هدايت نمىديد و مستحقّ عذاب مىدانست آنان را ترك گفت ، امّا ناگهان ( بدا واقع شد ) يكى از دانشمندان قوم كه آثار عذاب را مشاهده كرد ، آنان را جمع نمود و به توبه دعوت نمود ، همگى پذيرفتند و مجازاتى كه نشانههايش ظاهر شده بود بر طرف شد .« فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْالى حين . يونس 98 » .
( 3 ) - چنان كه حكمت و مصلحت در داستان ابراهيم عليه السّلام ، آزمايش و امتحان او بود و وقتى آمادگى خود را نشان داد ، بداء روى داد و آشكار شد كه اين امر از ابتداء يك امر امتحانى بوده تا ميزان اطاعت و