ب : خودش اطلاع از نسخ اين حكم يا دوامش نداشته باشد . « 1 »
233 - چرا امكان دارد كه پيامبر از حقيقت حال حكم اظهار شده اطّلاع نداشته باشد و نمونهء چنين حكمى كدام است ؟
( لعدم احاطته به تمام . . . به ذبح اسماعيل ) ج : مىفرمايد : زيرا پيامبر اكرم احاطهء به آنچه كه در علم الهى جريان دارد نداشته و آگاه به همهء آن امور نمىباشد . « 2 » شايد جريان مأموريت حضرت ابراهيم نسبت به ذبح فرزندش حضرت اسماعيل از اين قبيل بوده باشد . « 3 »
234 - با توجه به حقيقت نسخ آيا وقوع نسخ منوط به شرطى است ؟
( و حيث عرفت انّ . . . قبل حضور وقت العمل ) ج : مىفرمايد : از آنجا كه معلوم شد ؛ نسخ به لحاظ واقع ، عبارت از دفع بوده اگرچه به حسب ظاهر و مقام اثبات عبارت از رفع مىباشد ، بنابراين ، اشكالى در وقوع نسخ مطلقا نمىباشد چه نسخ در قبل از رسيدن وقت عمل به منسوخ واقع شود و چه پس از رسيدن
هامش
( 1 ) - يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز نمىدانستند حكم نماز خواندن به سوى بيت المقدّس ، حكمى موقّتى و غير مستمر بوده است .
( 2 ) - زيرا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آنكه به اذن الهى ، عالم به اسرار خلقت و آگاه به حقايق كائنات مىباشند ولى بههرحال ، موجود ممكن الوجود بوده و عقلا محال است ممكن الوجود همانند خداوند متعال كه واجب الوجود بوده و علمش عين ذات و نامتناهى بوده ، عالم به همهء علوم الهى باشد .
بنابراين ، يا اصل حقايق بعضى از امور براى او معلوم نبوده يا تفصيل و كيفيّت بعضى از امور بر او معلوم نمىباشد .
( 3 ) - يعنى خود حضرت ابراهيم نيز نمىدانسته كه ذبح فرزندش به عنوان يك امر جدّى در علم الهى نبوده ، بلكه خيال مىكرده كه بايد فرزندش را حقيقتا ذبح كند و ترديد مصنّف كه فرمودهاند « لعلّه » شايد ناظر به اين باشد كه حضرت ابراهيم در علم الهى از ابتدا مأمور به مقدّمات ذبح بود كه آن را انجام داد ولى خيال مىكرد كه مأمور به ذبح است و شاهدش نيز آن است كه خداوند مىفرمايد :« قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا ».