تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
مستمرّ اظهار شود « 1 » يا مصلحت در انشاى اصل حكم و ثابت بودن آن بوده « 2 » و حال آنكه قرار و دوام و استمرارى براى اين حكم نبوده و حقيقت اين حكم آن بوده كه موقّت و يا غير جدّى و امتحانى باشد .

232 - بيان دائمى و مستمر بودن ظاهرى حكم در نسخ و غير دائمى و غير مستمرّ بودن آن در واقع چگونه بوده و آيا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز در واقع از اين حقيت مطّلع بوده‌اند يا او نيز مانند سايرين مطّلع از اين حقيقت نبوده‌اند ؟

( و ذلك لانّ النّبىّ . . . مع عدم اطّلاعه على ذلك ) ج : مىفرمايد : بيان اين معنا آن است : پيامبر اكرم از آنجا كه وظيفهء تفسير و تبيين دين را دارند ، چه‌بسا به او وحى يا الهام مىشود كه اصل حكمى را يا استمرار و دوام آن حكم را اظهار كند و در اين صورت ممكن است : الف : خودش نيز از حقيقت موضوع و حكم اطلاع داشته و بداند كه اصل اين حكم يا دوامش در آينده نسخ مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى امر به نماز به سوى بيت المقدّس ، امر جدّى بوده ولى استمرار و دوام آن متعلّق ارادهء جدّى حقّ تعالى نبوده است . بنابراين ، حقّ تعالى به دليل مصلحتى مثلا آزمايش مسلمين در اطاعت كردن از اوامر الهى و يا آزمايش يهوديان لجوج ، در ابتدا ، حكم را به صورت مطلق و مستمر بيان مىكند تا سر فرصت با دليل ناسخ موقّت بودن آن را اعلام كند . ( 2 ) - يعنى اصل حكم و امر شارع يعنى ذبح حضرت اسماعيل يك امر جدّى و واقعى نبوده است . بنابراين ، حقّ تعالى به دليل مصلحت در خود انشاى حكم به جهت آزمايش و امتحان حضرت ابراهيم چنين امرى را صادر مىكنند تا پس از آزمايش و امتحان حضرت ابراهيم ، با دليل ناسخ جدّى نبودن اين حكم را اعلام كند . ( 3 ) - يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز مىدانستند حكم نماز خواندن به سوى بيت المقدّس ، حكمى موقّتى و غير مستمر بوده است .