لما اشير اليه من عدم الخ : كلمهء « من عدم الخ » بيان ماء موصوله بوده كه ضمير در « اليه » به آن برمىگردد .
به تمام ما جرى فى علمه : ضمير در « جرى » به ماء موصوله به معناى امور و در « علمه » به حقّ تعالى برمىگردد .
و انّما يخبر به لانّه حال الوحى الخ : ضمير در « يخبر » و « لانّه » به پيامبر يا ولىّ و در « به » به ثبوت برگشته و اين عبارت ، جواب اين سؤال مقدر است : « پيامبر يا ولىّ اگر اطلاع از ثبوت ندارد پس چرا خبر از ثبوت مىدهد ؟ »
و اتّصاله بعالم الخ : ضمير در « اتّصاله » به پيامبر يا ولىّ برمىگردد .
اطّلع على ثبوته : ضمير در « اطّلع » به پيامبر يا ولىّ و در « ثبوته » به « ما يخبر » يعنى حكم يا فعل خبر داده شده برگشته و اين عبارت ، خبر براى « لانّه » مىباشد .
و لم يطّلع على كونه الخ : ضمير در « لم يطّلع » به پيامبر يا ولىّ و در « كونه » به « ما يخبر » برمىگردد .
او عدم الموانع : عبارت ، عطف بر « على كونه الخ » مىباشد . يعنى « لم يطّلع على عدم الموانع » .
الآية : يعنى « اقرأ الآية » . در اين صورت كلمه « الآية » منصوب بوده و يا « الى آخر الآية » بوده كه در اين صورت ، مجرور خواهد بود .
من شملته العناية الالهيّة : ضمير مفعولى در « شملته » به من موصوله برگشته و اين موصول با جملهء صلهء بعدش ، مبتدا بوده و خبرش ، عبارت « ينكشف الخ » مىباشد .
و اتّصلت نفسه الزّكيّة : ضمير در « نفسه » به من موصوله برمىگردد .
الّذى هو من الخ : ضمير « هو » به « الّذى » كه صفت براى « اللّوح المحفوظ » بوده برمىگردد .
و هو امّ الكتاب : ضمير « هو » به لوح محفوظ برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٤٦٣